به غايت رنگين سرخ ، در غايت صفا و روشنى ، كمابيش سى مثقال كه آن را از بتخانهاى شهر ماهور آورده بودند .
و اشباه و نظاير بيجاده بسيارست ، چون جرجون و سفيد چشم .
و جوهريان فرق ميان بيجاده و لعل به جلا كنند كه بيجاده به مرقشيشا جلا نگيرد و لعل به جلاى ياقوت جلا گيرد و جلاى بيجاده و ياقوت هر دو يكى بود . پس بيجاده را به لعل تمييز كنند ، ميان لعل و بيجاده .
و فرق كلّى ميان او و اشباه آن است كه چون بيجاده را در موى سر و يا ريشى مالى يا صوفى پاكيزه ، پاره كاه كوچك از زمين بردارد ، و چيزى ديگر را اين خاصيّت ندارد .
« * » و فرق ميان بيجاده و ياقوت به آتش توان كرد و به آنك ياقوت در دهان ديرى سرد بماند و تشنگى بنشاند .
و اگرچه بيجاده باطراوت و رنگين باشد امّا عزير الوجود نيست ، بدان جهت كمقيمت است . چه پارهء بيجادهء نفيس عزيز قيمت آن به دينارى نرسد ،
« تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ . »
« 1 »
فصل در خاصيّت بيجاده
ارسطو گويد طبيعت بيجاده از روى مزاج به طبيعت لعل نزديك است و خاصيّت بزرگتر او آن است كى هرك مقدار بيست جو با خود دارد از علّت لقوه و جذام و برص و صرع و
هامش
* اين عبارت تا آخر خط بعد در حاشيه است .
( 1 ) - قران ، سورهء آل عمران / 26 .