تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
گفت
« وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ »
يعنى به از عدل چيزى نيست . و جاى ديگر گفت
« اللَّهُ الَّذِي أَنْزَلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ وَ الْمِيزانَ . »
و سزاوارترين پادشاهى « 1 » آن است كه دل وى جايگاه عدل است و خانهء وى آرام‌گاه دين‌داران و خردمندان ، و نديمان و كارداران او منصف و مسلمان باشند . « 2 »

حكايت

6 - فضيل بن عياض گفتى 17 اگر دعاى من مستجاب گشتى جز براى سلطان عادل دعا نكردمى زيرا كه صلاح وى صلاح بندگان است و آبادانى جهان است .

الخبر

7 - در خبر است از رسول صلى اللّه عليه و سلم « المقسطون للّه عز و جل فى الدنيا على منابر اللؤلؤ يوم القيامة . » گفت « دادكنندگان اين جهان از بهر خداى عزّ و جلّ روز قيامت در بهشت بر منبرهايى از مرواريد باشند . » * * * 8 - و پادشاهان پيوسته از بهر عدل و مصلحت خلق پرهيزكاران را و خداى ترسان را كه صاحب‌غرض نباشند بر كارها گماشته‌اند تا بهر وقتى احوال مىنمايند بدرستى ، چنان كه امير المؤمنين معتصم كرد ببغداد .

حكايت اندر سياست

9 - و آن چنان بود كه از خلفاى بنى عباس هيچ كس را آن سياست و هيبت و آلت و عدّت نبود كه معتصم را بود و چندان بندهء ترك كه او داشت كس نداشت . گويند كه هفتاد هزار غلام ترك داشت و بسيار كس را از غلامان بركشيده بود و باميرى رسانيده و پيوسته گفتى كه خدمت را چون ترك نيست .
هامش
( 1 ) - كسىP: پادشاهىAM: پادشاهC( 2 ) - و نديمان و كارداران او منصف و مسلمان باشدA: و كاردانان منصف باشدC: و نديمان و كاردانان و منصفان مسلمانان باشدP