فصل ششم اندر باب قاضيان و خطيبان و محتسب و رونق كار ايشان « 1 »
1 - بايد كه احوال قاضيان مملكت يگان يگان بدانند و هركه از ايشان عالم و زاهد و كوتاهدست باشد او را بر آن كار نگاه دارند و هركه نه چنين بود او را معزول كنند و به ديگرى كه شايسته باشد بسپارند و هر يكى را از ايشان بر اندازهء كفاف او مشاهرهاى اطلاق كنند تا او را بخيانتى حاجت نيفتد ، كه اين كارى مهمّ و نازك است از بهر آنكه ايشان بر خونها و مالهاى مسلمانان مسلّطاند . چون بجهل و طمع و قصد حكمى كنند بر حاكمان ديگر لازم شود آن حكم را امضا كردن و معلوم پادشاه گردانيدن و آن كس را معزول كردن و مالش دادن . و گماشتگان بايد كه دست قاضى قوى دارند و رونق در سراى او نگاه دارند و اگر تعذرى كنند و به حكم حاضر نشوند و « 2 » اگر محتشم بود او را بعنف و كره حاضر كنند كه قضا بروزگار ياران پيغامبر صلوات اللّه عليه بتن خويش كردهاند و هيچ كس را نفرمودهاند از بهر آنكه تا جز راستى نرود و هيچ كس پاى از حكم بازنتواند كشيد و به همه روزگار از گاه آدم
هامش
( 1 ) - كار ايشانP: روزكار ايشان راN: كارهاء هريك از ايشانC( 2 ) - وN - : P