تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
3 - و از احوال عامل پيوسته مىبايد پرسيد . اگر چنين مىرود كه ياد كرديم عمل بر وى نگاه دارد و اگرنه بكسان شايسته بدل كند و اگر از رعيّت چيزى ستده باشد بناواجب از وى بازستانند و برعيّت بازدهند و پس از آن اگر او را مالى بماند از وى بستانند و بخزانه آرند و او را مهجور كنند و نيز عمل نفرمايند تا ديگران عبرت گيرند و درازدستى نكنند .

فصل الوزراء

4 - و از احوال وزيران و معتمدان همچنين در سرّ مىبايد پرسيد تا شغلها بر وجه خويش مىرانند يا نه ، كه صلاح و فساد پادشاه و مملكت به دو بازبسته باشد كه چون وزير نيك‌روش باشد مملكت آبادان بود و لشكر و رعايا خشنود و آسوده و با برگ باشند و پادشاه فارغ‌دل ، و چون بدروش باشد در مملكت آن خلل تولّد كند كه در نتوان يافت و هميشه پادشاه سرگردان و رنجوردل بود و ولايت مضطرب .

حكايت

5 - چنين گويند بهرام گور را وزيرى بود 6 او را راست‌روشن خواندندى . بهرام گور
[ 14 b ]
همهء مملكت بدست وى نهاده بود و بر او اعتماد كرده و سخن كس بر وى نشنودى و خود شب و روز بتماشا و شكار و شراب مشغول بودى . و يكى را كه خليفهء بهرام گور بود اين راست روشن او را گفت كه « رعيّت بىادب گشته است از بسيارى عدل ما و دلير شده‌اند و اگر مالش نيابند ترسم تباهى پديد آيد . و پادشاه به شراب و شكار مشغول گشته است و از كار رعيت و مردمان غافل است . تو ايشان را بمال پيش از آنكه تباهى پديد آيد و اكنون بدان كه مالش بر دو روى بود بدان را كم كردن و نيكان را مال ستدن . هركه را گويم بگير تو همى
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى ) — صفحة 31 | خواجه نظام الملك الطوسي / هيوبرت دارك