فصل بيست و سوم اندر روشن داشتن اموال جملهء لشكر
1 - لشكر را مال روشن بايد كرد . آنچه اهل اقطاعاند اندر « 1 » دست ايشان مطلق و مقرّر بايد داشت و آنچه غلاماناند كه اقطاعدارى را نشايند مال ايشان « 2 » پديدار بايد آورد . و چون اندازهء آن پديد آيد كه چندين است وجه آن ببايد ساخت تا جمله مىكنند و بوقت خويش بديشان مىرسانند و يا در سالى دو بار ايشان را پيش خويش بايد خواند و بديشان فرمايند رسانيد نه چنان كه حوالت كنند بخزانه يا پادشاه را ناديده از آنجا بستانند چه اوليتر آن باشد كه پادشاه از دست خويش در دست و دامن ايشان كند چه از آن « 3 » مهرى و اتحادى در دل ايشان برويد و بهنگام خدمت و كارزار سختكوشتر باشند و ايستادگى كنند .
2 - و ترتيب پادشاهان قديم چنان بوده است كه اقطاع ندادندى و هركسى را بر اندازهء ايشان در سالى چهار بار مواجب ايشان از خزانهء نقد بدادندى و ايشان پيوسته
[ 61 b ]
با برگ و نوا بودندى و بهر مهمّ در وقت دو هزار و بيست هزار برنشستندى و روى بدان مهمّ آوردندى . و عمّال مال جمع
هامش
( 1 ) - اندرN - : PC( 2 ) - مال ايشانN - : PC( 3 ) - چه انN: كه از انP: از بهرانك تاC