تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥

فصل دهم اندر صاحب‌خبران و منهيان و تدبير كارهاى مملكت كردن

1 - واجب است بر پادشاهان از احوال رعيت و لشكر و دور و نزديك خويش بررسيدن و اندك و بسيار آنچه رود بدانستن . اگر نه چنين كند عيب باشد و بر غفلت و خواركارى و ستم‌كارى حمل كنند و گويند « فساد و دراز - دستى كه در مملكت مىرود يا پادشاه مىداند يا نمىداند ؛ اگر مىداند و تداركى و منعى نمىكند آن است كه همچون ايشان ظالم است و بظلم رضا داده است . و اگر نمىداند بس غافل است و كم‌دان . » و اين هر دو معنى نه نيك است .
[ 40 a ]
لا بد به صاحب بريد 26 حاجت آيد . و به همه روزگار پادشاهان در جاهليت و اسلام به همه شهرها بريد داشته‌اند تا آنچه مىرفته است از خير و شرّ از آن بىخبر نبوده‌اند ، چنان كه اگر كسى مرغى يا توبره‌اى كاه بناحق ستده است از كسى بمسافت پانصد فرسنگ پادشاه را خبر بوده است و آن‌كس را ادب فرموده است « 1 » تا ديگران بدانستند كه پادشاه بيدارست و به همه جاى كارآگهان گذاشته است و همهء ستم‌كاران دستها كوتاه كرده‌اند و مردمان در امن و سايهء
هامش
( 1 ) - و آن كس را ادب فرموده استP: آنكس را مالش فرمودىN - : C