دوم : [ هر ] سال يك برج آنست كى هر درجى به دوازده روز و سدسى ببرذ و اين را نيز جدولى است هردو در يكديگر نهاذيم تا آنچ مانده بوذ در جدول آرى و ماه و روز برابر او برگيرى .
سوم : برحسب مسير وسط شمس تسيير درجه طالع تحويل است برحسب مسير وسط شمس هروز « 1 » نط دقيقه ح ثانيه و آنست كى درجه طالع از آن ستاره كى بذو خواهى راندن نقصان كنى آنچ بمانذ از برج و درج در جدول وسط شمس بجوى ، اگر چيزى فزونى بمانذ كى كمتر [ از آن ] در جدول يافته باشى در جدول ساعات آرى كى بذان مدّت از ماه و روز و ساعتها بذو رسذ .
چهارم : تسيير اعظم هر سال يك درجه ، عملش آنست ( 271 ) كى اگر تسيير از درجه طالع يا درجه سابع رانى يا از آن ستارهء كى درين دو درجه بوذ مطالع او ببلد بربايذ گرفتن و از مطالع بلد آن ستاره كى تا بذو بر خواهى گرفتن نقصان كردن ، آنچ بمانذ هريك درج سالى بوذ و هر دقيقهء شش روز ، و اگر از درجه عاشر بوذ يا رابع يا ستارهء كى درين دو جايگه بوذ بمطالع خطّ استوا بر بايذ گرفتن و عمل همين بوذ . پس اگر از آن بوذ كى در ميان دو وتد افتذ مطالع او بخطّ استوا و ببلد بر بايذ گرفتن و تفاوت ميان هردو مطالع بدانستن و در ساعات بعد درجه از آن وتد كى پيش او طلوع كرده باشذ ضرب كردن ، و بر شش ببخشيذن كى آنچ حاصل آيذ تعديل بوذ . پس اگر درجه ميان عاشر و طالع بوذ يا در مقابله اين ربع ، اگر خطّ استوا زيادت باشذ تعديل ازو نقصان بايذ كردن و اگر كمتر بوذ بر فزودن ، و اگر درجه ميان طالع و رابع باشذ يا در مقابلهء اين ربع ، اگر مطالع بلد افزودن بوذ تعديل ازو نقصان بايذ كردن ، و اگر كمتر بوذ برفزوذن آنچ حاصل آيذ مطالع آن ستاره است بحسب جايگاه و افق . پس مطالع آن ستاره كى بذو خواهى گرفتن هم برين گونه بيرون بايذ آوردن ، لكن ساعات بعد درجه ستارهء اوّل به كار بايذ داشتن از وتد « 2 » كى مطالع درجهء ستارهء اوّل از مطالع درجهء ستارهء دوّم نقصان كنى آنچ بمانذ مدّت روزگار بوذ هر درجى يك سال هر دقيقهء شش روز .
هامش
( 1 ) . هروز - هر روز .
( 2 ) . در نسخه ملك مطلب به طرز ديگرى آمده است « بايذ آوردن و ساعات بعد از آن وتد برگرفتن كى پيش او طلوع كرده باشد كى چون مطالع درجه » .