تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 805

مساهمون:

ص٨٠٥
قصد اضداد : آهنگ مخالفان 94 قصر : منع كردن ، بازداشتن 24 قصف : شكستن 354 ، 451 قصم : شكستن 109 قصم : شكستن با جدا كردن 175 قصواى مراد : دورترين آرزو 260 قضّ : كوفتن ، شكستن 291 قضاى اوطار : به جا آوردن نيازها ، روا كردن حاجت‌ها 129 قضاى حقوق اخوّت : ادا كردن حق برادرى 69 قضاى غرض : برآوردن مقصود 58 قضاى فلكى : سرنوشت ، آسمانى 53 قضاى مبرم : تقدير قطعى 521 قضاى وطر : روا كردن حاجت 220 قضم : به سر دندان خوردن 109 قضّه : سنگريزه 416 قطّ : بريدن چيزى به پهنا 443 ، 450 ، 479 قطا : مرغ سنگ‌خوار ، سنگخوارك 265 قطر فراغ : باران آسودگى 262 قطر متين : سرزمين مستحكم 360 قطيعت : جدايى 326 قعير : ژرف ، عميق 383 قفار : جمع قفر ، بيابانها 104 قفر : كم شدن مال 330 قفص : قفس ، آلتى داراى شبكه كه پرندگان وحشى را در آن نگاه دارند ، 525 قلايد : قلاده‌ها 89 ، 234 قلايد منن : گردنبندهاى منّتها 245 قلّب : ناپايدار 42 قلب ( رقيب . . . ) : مركز سپاه 387 قلب زدن : تقلّب كردن 489 قلّ : تنگدستى 497 قلع : نابود كردن 103 ، 338 قلق : بىآرامى 206 ، 262 قمع : كوبيدن ، ويران ساختن 95 ، 103 ، 132 قناع : پوششى كه زنان بر روى مقنعه مىگذارند ، روسرى 14 ، 164 ، 314 ، 321 قندز : بيدستر ، پستاندارى آبى از راسته جوندگان ، موهاى بدنش زيباست و به همين سبب شكار مىشود ، 94 قنوع : قانع 39 قوابل : جمع قابل و قابله ، سزاواران 324 قوّاد : جمع قائد ، سرهنگان ، فرماندهان 159 قوادم : جمع قادم ، پيشروان 383 قوادم : جمع قادم ، پرهاى دراز پرندگان ، مجازا : بزرگان 106 ، 383 قوادم امور : مقدمه‌هاى كارها مجازا كارهاى بزرگ 442 قوارض : جمع قارض ، خاينده و جاينده مانند موش 162 قواصف ( صدمت . . . ) : جمع قاصفه ، بادهاى تند 167 قواصى : كرانه‌ها 315 ، 425 قوافل : جمع قافل ، بازبرگردندگان از سفر 405 قوافل : جمع قافله ، گروه‌هاى مسافر ، كاروان‌ها 242 قوام جثّه : مايهء زيست بدن 106 قوام ذات : نظام جسم 106 قوايم : قايمه‌ها ، پايه‌ها ، ستونها 21 ، 383 قوايم شريعت : پايه‌هاى دين 131 قوّت نزوعى : نيروى اشتياق و ميل 279 قول مزوّق : سخن آراستهء دروغين 128 قويم ( مباسطت . . . ) : استوار 43 قهرمان : پيشكار ، كاردار 64 قيح : چرك ، پلشت ، ريم 309 قيظ : شدّت گرما ، 161 قيظ ( تبريد . . . ) : سخت گرم شدن 234 قيظ ضمير : گرماى درون