از ابو العلاى معرّى ( شروح سقط الزند ، ج 3 ، ص 1065 ) .
ترجمه : بادا كه همواره ماه تمام باشى با همهء فروغش ، هرچند ماه تمام با گذشت روزها به هلال بدل مىشود .
( ص 305 ، س 17 )
ثاب فهمك بعد أن صرد سهمك .
ترجمه : پس از آنكه تيرت به خطا رفت به خود آمدى .
( ص 305 ، س 24 )
كما تصفها الألسن ، و فيها ما تشتهى الأنفس و تلذّ الأعين .
قسمت دوم اين عبارت اقتباس از آيهء 71 سورهء زخرف است .
ترجمه : چنان كه زبانها توصيف مىكنند ، و در آن چيزهايى هست كه دلها آرزو دارند و چشمها از ديدنشان لذّت مىبرند .
( ص 306 ، س 15 )
غاية المروّة أن يستحى الرّجل من نفسه .
ترجمه : شرم كردن از خويشتن نهايت جوانمردى است .
در 140 .
Gutas , op . cit . , p
از قول افلاطون آمده است .
( ص 306 ، س 21 )
الأيادى تدفع العوادى .
ترجمه : بخششها بلاهاى روزگار را مىگرداند .
( ص 307 ، س 2 )
إذا بلع المرء [ من ] الدّنيا فوق مقداره تنكّرت أخلاقه للنّاس .
ترجمه : اگر آدمى بيش از قدر خود از دنيا برخوردار شود خلق و خوى او در رفتار با مردم عوض مىشود .
( ص 307 ، س 15 و 16 )
قد سلفت طاعتك و تقدّمت نصيحتك فإن بدرت منك هفوة لن تغلب السّيّئة