ترجمه : به آزادگان نيكى كن تا آنان را بندهء خود كنى ، بهترين سوداى بزرگوار همين است .
( ص 295 ، س 11 و 12 )
تجنّب كرام النّاس و استغن عنهم * و لا تلتمس ما عشت مال كريم
فإنّ يد الحرّ الكريم مذلّة * فكيف و إن كانت يدا للئيم
ترجمه : از مردمان بزرگوار دورى كن و از ايشان بىنياز باش و تا زندهاى از هيچ بزرگوارى تقاضاى مال مكن .
زيرا كه بخشش آزادهء بزرگوار خوارى است ، چه رسد به بخشش فرومايه .
( ص 295 ، س 16 - 18 )
إذا كشف الرّجل شديدة عن نذل لم تتعلّق بنفسه و لم تسنح بخاطره و جحد أكثر ما عراه منها خوفا من أن تلزمه لها مكافاة .
ترجمه : اگر كسى بلايى را از فرومايهاى بگرداند ، ( اين لطف ) در او تأثير نخواهد كرد و بر خاطرش نخواهد گذشت و قسمت اعظم آن را انكار خواهد كرد از بيم آنكه مبادا ملزم به جبران آن شود .
( ص 296 ، س 6 )
و أعلم أنّ اللّه سائله غدا * فياليت شعرى ما يكون جوابه
ترجمه : مىدانم كه خدا فرداى قيامت از او بازخواست خواهد كرد ، كاش مىدانستم چه پاسخى مىدهد .
( ص 296 ، س 16 )
و حللت فى شرف الفعال مواضعا * لم يحلل الثّقلان منها موضعا
از متنبّى ( العرف الطيّب فى شرح ديوان ابى الطيّب ، ج 1 ، ص 259 ) .
ترجمه : در عظمت عمل به جاهايى رسيدهاى كه آدمى و پرى از آن همه به يكى نرسيدهاند .