تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
اين بيت در قطعه‌اى آمده است كه آن را به أميّة بن ابى الصلت يا پسرش ابو القاسم نسبت داده‌اند . ( الحماسة البصرية ، صدر الدين على بن حسن بصرى ، تحقيق مختار الدين احمد ، عالم الكتب ، بيروت 1983 ، ج 1 ، ص 134 ) . ترجمه : قومى كه چون بيگانه‌اى ميهمان ايشان شود او را با اسب و كنيز بازمىگردانند . ( ص 220 ، س 16 و 17 )
شمّرّ لنيل المعالى عن مكامنها * قد يدرك المجد ماضى الهمّ شمّير لا تقعدنّ أخا عجز و كن رجلا * ما فاته المجد أن فات الدّنانير
ترجمه : براى رسيدن به شرف و بزرگى آستين از نهانگاه‌هاى آنها [ مراد - مثلا - ساعد يا بازوى همّت است ] بالا بزن ، سخت‌كوش آهنين اراده به عظمت دست مىتواند يافت . از پاى منشين و مرد باش ، مردى كه اگر درهم و دينار را از دست دهد عظمت را از دست نمىدهد . ( ص 221 ، س 5 و 6 )
إن يسمعوا ريبة طاروا بها فرحا * عنّى و ما سمعوا من صالح دفنوا صمّ إذا سمعوا خيرا ذكرت به * و إن ذكرت بشرّ عندهم أذنوا
از قعنب بن أمّ صاحب ( ديوان الحماسة ، ج 2 ، ص 187 ) ترجمه : اگر دربارهء من تهمتى بشنوند از شادى بال درمىآورند و اگر از خوبى من بشنوند آن را پنهان مىكنند ؛ چون از من به نيكى ياد شود ناشنوايند و چون نزد ايشان از من بدگويى كنند گوش فرا مىدهند . ( ص 221 ، س 15 ) لا يستوى الأعمى و البصير . ترجمه : كور و بينا برابر نيستند . ( اين عبارت عربى بسيار نزديك به آيهء 19 سورهء فاطر است ) .
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 587 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور