تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
اجتناب نمودى وقار او در ميزان گران سنگ نيامدى ، ما جهت رفاهت جهانيان و نباهت عالميان ، اين تكليف را تحمّل فرماييم ، و خاصّ و عام را اين تشريف ارزانى داريم . از اين لطايف ، عيون تصاريف دهر نايم باد ، و از اين اطايب ، زبان نوايب لال . و سعادت سابق و اقبال سايق و دولت ابدى رايد و سلطنت سرمدى زايد . بالنّبى و آله . اعلام مىافتد كه چون ايزد تعالى در سعادت ابدى بر محمّد غازى بگشاد ، و شغف خدمت بارگاه اعلى خدايگان جهان سلطان قاهر ابّد اللّه اركانه در خاطر او مغروس گردانيد ، دانست كه از سلاطين دهر و ملوك عصر [
b
9 ،
P
] حضرتى كه عروهء اقبال آن تمسّك را شايد و اعتصام به دامن قبول آن واجب آيد ، اين است . ضمير خود را معرّس ولا و مغرس هواى او گردانيد ، و مودّت حضرت آن پادشاه بنده‌پرور به خاطر ضعيف او به حدّى رسيد كه نفحات آن مشامهاى اجانب و اقارب را معطّر كرد و فوحات آن به ادانى و اقاصى رسيد . و هركس را از فلتات زبان ، مخزون جنان او چنان معلوم شد كه ريب را مجال مسدود گشت و شك را اركان منهدم شد . اصحاب بذا قصد ايذا كردند و سعات در سعايت سعى واجب داشتند ، و ليكن دولت سلطان قاهر بر آن مظلوم مىخواند : لا تحزن انّ اللّه معك . به استظهار اين اشارت و استنصار اين بشارت ، اگرچه از قصد سفك و هتك هيچ باقى نگذاشتند ، بكلّى مراد ايشان به نجاز و نجاح نرسيد . عاقبت حق منصور و باطل مهصور گشت . و چون قصد ايشان از حدّ تجاوز نمود ، و رعب و رهبت و تهديد و تشديد ايشان خاطر را پريشان گردانيد ، از آنجا كه اعتماد [
a
10 ،
P
] بر مكارم اخلاق شاه بنده‌پرور بود ، در اين كتاب مبارك بابى مشتمل بر احوال خود ترتيب افتاد ، بر قاعدهء آنكه در كليله و دمنه بابى در احوال برزويهء طبيب مثبت شده است . و مقصود اين بندهء كمينهء حضرت مبارك خدايگان سلطانى از اثبات آن باب در اين كتاب مفيد آن بود تا خلق را معلوم گردد كه در دولت ديگران اين ضعيف
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 9 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور