جمله ، مىپنداشتند كه خورشيد سياه در برابر خورشيد روشن قرار مىگيرد و موجب گرفتگى آن مىشود و اين خورشيد / مهر تيره هفتمين سيّاره اهريمنى در باورهاى زرتشتى است . ( 1 )
( 1 ) . رك : ماه در ايران از قديمىترين ايام تا ظهور اسلام ، مهرانگيز صمدى ، صص 90 - 91 .
( 249 ) . در سنّت حماسى ايران ، گرز گران گرشاسپ و سام نسل به نسل در ميان پهلوانان سيستان به يادگار مىماند و سرانجام به دست امير حمزه - كه از نژاد گرشاسپ و رستم نيست - مىرسد ( 2 ) .
( 2 ) . دراينباره ، رك : « رزمافزار موروثى و سنگين پهلوان در سنت حماسى ايران » ، سجاد آيدنلو ، شاهنامه پژوهى ، دفتر دوم ، صص 34 - 35 .
( 269 ) . مشابه اين سه بيت از داستان رستم و سهراب و به احتمال بسيار متأثّر از آنهاست :
تهمتن كه گر دست بردى به سنگ * بكندى ز كوه سيه روز جنگ
كمربند سهراب را چاره كرد * كه در زين بجنباندش در نبرد
ميان جوان را نبود آگهى * بماند از هنر دست رستم تهى
( خالقى ، ج 2 / صص 172 - 173 / ب 682 - 684 )
( 292 ) . مصراع دوم با در نظر گرفتن مصراع نخست ، معناى روشنى ندارد .
( 301 ) . نور : پرتو ايمان و اسلام ؛
( 302 ) نار : آتشپرستى و رسم مجوس :
( 309 ) . مصراع دوم : كنيهء « ابو تراب » را به اجماع منابع گوناگون ، پيامبر ( ص ) به حضرت على ( ع ) دادهاند نه خداوند ( 3 ) .
( 3 ) . رك : « ابو تراب » ، دايرة المعارف تشيع ، ج 1 ، ص 390 .
( 323 ) . خورشيد : امام على ( ع ) ؛ ستاره : رستم . منظور غايب شدن ناگهانى حضرت على ( ع ) است .
( 364 ) . پيشانيان : جمع « پيشان » و به همان معنى « پيشينيان » است .
( 365 ) . كوس : در ساخت اين بيت ، واژهء مبهمى است . به قرينه همنشينى چند نام خاصّ شاهنامهاى در هردو مصراع چنين مىنمايد كه « كوس » نيز نام يكى از يلان و شهرياران ايران است و ضبط درست مصراع نخست بايد « . . . كاووس و كوس » باشد ،