امّا نگارنده تا جايى كه در منابع مختلف تاريخى ، ادبى ، متون منظوم و منثور پهلوانى ، روايات عاميانه ، داستانهاى شفاهى / مردمى شاهنامه و طومارهاى نقّالى جستجو كرده ، به چنين نامى برنخورده است ، مگر اينكه احتمال دهيم ناظم اين نام را از روايات شفاهى رايج در عصر خويش شنيده و آورده باشد .
( 367 ) . طيمورث : يكى از وجوه نام تهمورث ، پادشاه پيشدادى ، است كه در يكى از چاپهاى متن عربى مروج الذهب مسعودى نيز آمده است ( 1 ) .
( 1 ) . رك : فرهنگ اساطيرى - حماسى ايران ، مهيندخت صديقيان ، ج 1 ، ص 58 .
( 379 ) . منظور شاه اسماعيل صفوى است .
معجزنامهء مولاى متّقيان جناب امير المؤمنين و امام المتّقين على - عليه السّلام -
( 48 ) . مصراع دوم مبهم است ، شايد منظور اين باشد كه با غرق شدن آن كشتىهاى آراسته و پراز مردم و خواستهگويى كشور چين در دريا فرورفت .
( 49 ) . ترتيب نحوى مصراع دوم آشفته است ، امّا ظاهرا بدين معناست كه « كشتىها مانند صدف در بن دريا تهنشين شد . »
( 95 ) . اهل نقر : سپاهيان ستيزهخو و پرخاشخر .
( 119 ) . مصراع پنجم بند . در اين مصراع و نيز سرنويس اين بخش از منظومه ، كاربرد اصطلاح « معجزه » براى كارهاى شگفت امام على ( ع ) از روى تعظيم و احترام است ، زيرا معجزه واژهء ويژهء اعمال خارق عادت پيامبران است و شگفتكارىهاى امامان و نيز اوليا و عرفا ، اصطلاحا « كرامت » ناميده مىشود .
( 158 ) . لو كشف : ناظر بر اين عبارت علوى است كه « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا . »
( 159 ) . سلونى : بخشى از اين سخن شناختهشدهء امام على ( ع ) است : « سلونى قبل ان تفقدونى . »
( 176 ) . آيين بستن : در اينجا به معنى آماده شدن به كار رفته است .
( 224 ) . قل تعالوا : محتملا ، ناظر است بر اين آيه :
« فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ