مىبرد . و چون چنين سطحى اجتماعى بر فقيران و ناكامان تحميل شده است ، به هيچ شغل قابل ذكرى دست نمىيابند ، و در قضاياى سرنوشت ساز اجتماع هيچ گونه اشتراكى پيدا نمىكنند ، و حضورى از ايشان در چنين جاها به چشم نمىخورد :
- مراكز حسّاس ، - شغلها ( پستها ) ى عمده ، - نهضتهاى فرهنگى ، - مؤسّسات اجتماعى و دينى ، - فعّاليّتهاى اقتصادى ، - فرصتهاى انتخاباتى ، - مجالس قانونگذارى ، - احزاب سياسى ، - و نظاير اينها .
( 3 ) - انزواى سياسى :
انزواى ديگرى كه فقر بر ناكامان تحميل مىكند - افزون بر انزواى اجتماعى - انزواى سياسى است . و اين آشكار است ، و خود پيامدى از انزواى قبلى است . پس فقر به همان گونه كه فقير را به انزوا و عقب افتادگى اجتماعى مىكشاند ، جامعه را نيز به كوچك شمردن فقير و تحقير شخصيّت او برمىانگيزد و كرامت انسانى او را از ميان مىبرد ، و از دادن حقوق اجتماعى و سياسى به او باز مىدارد . و چون چنين است ، سخن او را كسى گوش نمىكند و هيچ كس مقامى براى او قائل نمىشود ، چنان كه امام على « ع » مىفرمايد :
« الفقير حقير ، لا يسمع كلامه ، و لا يعرف مقامه « 1 »
- ( 1 ) فقير حقير است ، به سخن او كسى گوش نمىدهد ، و قدر او را هيچ كس نمىشناسد » . و اين سخن - امام « ع » . «
لا يعرف مقامه »
، اشاره است به از دست دادن موقعيّت اجتماعى ؛ چنان كه جملهء
« لا يسمع كلامه »
، اشاره است به اينكه كرامت انسانى فقيران ناديده گرفته مىشود ، و كسى به سخنان آنان در راه مطالبهء
هامش
« 1 » « بحار » 72 / 47 ، از كتاب « جامع الاخبار » .