، يعنى : انسان نبايد همواره در پى خواسته ها و شهوات خود و دل خود باشد ، و خدا و خلق خدا را فراموش كند ، بلكه لازم است كه انسان متعهّد ، در خوردن و پوشيدن و مركب سوارى و لوازم زندگى خويش حدودى را مراعات كند كه اوضاع و احوال موجود و امكانات ديگران مقتضى آن است ؛ و حالت انسان متواضع متعهّد چنين اقتضايى دارد ، كه از آنچه به بىمبالاتى و جاه طلبى و اسراف و اتراف و شكمبارگى و تجمّلزدگى مىانجامد خوددارى ورزد ، و خود را به حدودى محدود سازد ، حدود انسانيّت و فروتنى ، و رعايت ديگران .
10 - النّبيّ « ص » : إيّاكم و فضول المطعم ، فإنّه يسمّ القلب بالقسوة ، و يبطئ بالجوارح عن الطَّاعة ، و يصمّ الهمم عن سماع الموعظة . « 1 »
پيامبر « ص » : از پرخوردن دورى گزينيد كه قلب را مسموم مىسازد « 2 » ، و اندامها را در طاعت خدا كند مىكند ، و گوش دل را از شنيدن موعظه باز مىدارد . 11 - الإمام علي « ع » : قلَّة الأكل من العفاف ، و كثرته من الإسراف . « 3 »
امام على « ع » : كم خورى عفاف است و پرخورى اسراف . ، چون اسراف شرعا حرام است ، پرخورى نيز حرام مىشود . البته براى حرام بودن پرخورى - در تربيت شرعى - ملاكهاى گوناگون ديگرى نيز وجود دارد .
هامش
« 1 » « بحار » 77 / 182 .
« 2 » مىتوان متن حديث را ، « يسم » خواند ، از مصدر « وسم » ، يعنى : پرخورى بر دل ، داغ قساوت مىنهد .
« 3 » « غرر الحكم » / 234 .