در پرتو آيات و احاديثى كه گذشت ، و بحثهايى كه صورت گرفت ، مىنگريم كه آن كسان كه به متكاثران تمايل نشان مىدهند ، و ستمگرى ايشان را توجيه مىكنند ، و در برابر آنان خاموش مىمانند ( و در ميان ايشان كسانى بهم مىرسند كه آنان را بازوان دين مىخوانند و ستمكاران را يار و ياور مىگيرند ) ، به چند گروه تقسيم مىشوند :
1 - وابستگان به ايشان .
2 - بهره برداران از ته سفره هاى آنان
( فهو لحلوائهم هاضم « 1 »
- ( 1 ) او حلواى ايشان را مىبلعد ) .
3 - تأثير پذيرفتگان از روحيّات ايشان .
4 - نامطَّلعان از خصوصيّات آنان .
5 - غافلان از ماهيّت دين و احكام مرزبندىشدهء آن .
6 - بىاعتنايان به انسان و آرمانهاى انسانى .
7 - ناآگاهان از آنچه در قرآن و حديث آمده است .
8 - نادانان نسبت به علوم و مسائل وابسته به اقتصاد و مال و توليد و بهره بردارى ( حوادث واقعهء اقتصادى ، مسائل اقتصاد نو ) .
9 - بيخبران از خونهاى توده هاى مستضعفى كه به دهانهاى اين غدّه هاى سرطانى جريان دارد .
10 - بىتوجّهان به كشته شدن تدريجى قشرهاى متفاوت محروم ، به دست متكاثران
( الفقر أشدّ من القتل « 2 »
- ( 2 ) فشار فقر از كشتن بيشتر است ) .
آرى ، اينان هيچ توجّهى به نابودشدن موهبتها و استعدادهاى مستضعفان و از بين رفتن نيروهاى ايشان ندارند ، و همين گونه محروم ماندن آنان از بسيارى از مسائل دينى و معنوى . و گويا نمىدانند كه بسيارى از بانكها در جهان امروز بانكهاى خون است ، خون بيچارگان ( كه در فصلهاى هشتم و سيزدهم به آن اشاره كرديم ) . « 3 »
هامش
« 1 » « روضة الواعظين » / 9 ، از سخنان امام علىّ بن ابى طالب « ع » .
« 2 » « بحار » 72 / 47 ؛ از كتاب ؛ « جامع الاخبار » ، سخن پيامبر اكرم « ص » ؛ - فصل 30 ، از اين باب ( در همين جلد ) .
« 3 » ( جلد سوّم ) .