نو ) را ندارند ، يا بعضى از فريبكاران كه در دنياى مالپرستان زندگى مىكنند و از خوان نعمت ايشان بهره مند مىشوند ، سخنان و نتيجه گيريهاى غلط ايشان را پذيرفتهاند . و بدين گونه ها مفهوم « اصول اعتقادى » را نيز تغيير دادهاند ، و « قضا و قدر » و « سرنوشت » و « فقر و غنا » را بد تفسير كردهاند . و اينها همه از آنجا شده است كه در معانى اين گونه اصول و موضوعات كم انديشيدهاند و شناختى درست از آنها به دست نياوردهاند ؛ يا خواستهاند اعمال مشتى كسان را - كه مسئوليّتهاى بزرگ انسانى را از دوش خود برداشتهاند - توجيه كنند ، يا ذهنيّت توده هاى مردم را گمراه سازند .
موضوع دوّم : يكى از چيزهايى كه صاحبان ثروت از آنها براى اجراى مقاصد خود بهره بردارى مىكنند ، انجمنها و احزاب و مجامع و گروههاى دينى اجتماعى است ، كه از آنها همچون نردبان براى رسيدن به هدف خويش ( تحريف قوانين و نفوذ در حاكميّت و قانونگذارى ) به صورتهاى گوناگون بهره مىبرند .
ده اقدام در جهت هدفهاى تكاثرى و ارتجاعى
اقدامهايى كه متكاثران و مرتجعان در جهت تحقّق بخشى به اهداف خويش به آنها دست مىيازند از اين گونه است :
( 1 ) - تشكيل جمعيّتهاى گوناگون ، با نامها و شعارهاى مختلف ، و كوشش در افزايش آنها .
( 2 ) - ايجاد تضاد و مبارزه ميان طبقات و جمعيّتهاى ياد شده از لحاظ مصالح هر كدام .
( 3 ) - تقسيم كردن جهتگيريهاى دينى و اجتماعى به شاخه ها و بخشهاى متفاوت ، با بهره گيرى از اختلافهاى مذهبى موجود يا ساختگى و تحميلى .
( 4 ) - ناهماهنگ سازى شديد برنامه هاى اقتصادى طبقات و