تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزاره ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
الملك در سياستنامه خود مرتكب شده آنجا كه گويد : [ گويند كه عبد اللّه بن عمر بن - الخطّاب رضى اللّه عنهما بوقت بيرون شدن پدرش از اين جهان پرسيد كه « اى پدر ترا كجا و كى بينم ؟ » گفت « بدان جهان » . گفت زودتر مىخواهم . گفت شب اول يا شب دوم يا شب سيم مرا در خواب بينى . دوازده سال برآمد كه او را در خواب نديد . پس يك شب او را بخواب ديد . گفت : « يا پدر نگفته بودى كه از پس سه شب ترا بينم ؟ » گفت « اى پسر مشغول بودم كه در سواد بغداد پلى ويران شده بود و گماشتگان تيمار آبادان كردن آن نداشته بودند . گوسفندى را بر آن پل دست به سوراخى فروشد و بشكست ، تا اكنون جواب آن مىدادم » . سياستنامه . تصحيح هيوبرت دارك . ص 18 . * ( 15 ) و كم مثلها . . . : ر ك * ( 18 ) باب چهارم . * ( 16 ) لا يقبل منه . . . : [ در تنبيه و جريمهء او ] نه از آن منصرف شوند و نه بمساوى آن [ صد چوب ] ده هزار دينار سرخ را بپذيرند . و فى الحديث : لا يقبل منه صرفا و لا عدلا ، اى توبة و لا فدية ، او لا نافلة و لا فريضة ( متن اللغة ) . * ( 17 ) السعيد . . . : ر ك توضيح * ( 39 ) باب چهارم . * ( 18 ) و جزاء سيّئة : ر ك توضيح * ( 83 ) باب پنجم . * ( 19 ) من نظر فى العواقب . . . : هركس در پايان كارها بنگرد [ و عاقبت‌انديش باشد ] از سختيها و نامراديها آسوده مىماند . * ( 20 ) فلكلّ علق يوم . . . : هر متاع نفيسى را روزگارى است و هر قومى را ابزار و آلتى .