*
( 7 ) المؤمنون عند شروطهم . . . :
ر ك توضيح * ( 51 ) - باب چهارم .
* ( 8 ) فالملك يدوم . . . :
مملكت با پايدارى اسباب دادگرى و برپاداشتن مراسم شريعت دوام مىيابد .
* ( 9 ) كلكم راع . . . :
اين حديث به نقل از مسانيد معتبر در « احاديث مثنوى ص 99 - 100 » آمده :
الا كلّكم راع و كلّكم مسؤول عن رعيّة . . . :
نيز ر ك ص 103 ترك الاطناب .
* ( 10 ) اتدرون . . . :
آيا مىدانيد كريم فرزند كريم فرزند كريم چه كسى است ؟
* ( 11 ) وصيّت كرد مرقد مرا به مشهد اجدادم بريد :
اشاره است به اينكه يوسف صديق وقتى به عزيزى مصر رسيده بود ، چون در همان سرزمين وفات يافت ، هنگام رحلت وصيّت كرد كه مرا در خاك بنى اسرائيل دفن كنند و گور يوسف همچنان در مصر مانده بود تا هنگامى كه موسى با بنى اسرائيل از مصر به سوى ارض موعود خارج مىشد [ پس خدا موسى را فرمود تا بنى اسرائيل را بيرون برد ، موسى هنگام رفتن در جستجوى جسد يوسف بن يعقوب برآمد تا آن را برحسب وصيّت يوسف به بنى اسرائيل ، با خود ببرد ] « 1 » و به دلالت عجوزهء كهنسالى تابوت صديق را از رود نيل پيدا كردند . « 1 »
* ( 12 )
لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ . . . :
شما نمىتوانستيد به آن [ شهرها - همراه با بارهاى سنگينتان ] برسيد مگر با مشقت تنها .
بخشى است از آيه 7 - نحل .
* ( 13 )
لا يُقْبَلُ مِنْها . . . :
شفاعتى از هيچ نفسى پذيرفته نمىشود و هيچ عوضى هم از او گرفته نشود .
بخشى است از آيهء 48 - بقره .
* ( 14 ) قصهء عمر ، و اهمال او در عمارت يك پل از سواد بغداد و پاى گوسفند پيرزنى . . . :
چنان كه قبلا نيز تذكر داده شد بغداد در عهد عمر هنوز ساخته نشده بود و بناى آن شهر مربوط به عصر منصور است و سال 145 . بنابراين اگر اين عبارت را حمل بر خطاى مؤلف نكنيم ناگزير تسامحا نوشته ، يعنى آباديهايى كه در اطراف بغداد فعلى بوده . . .
ناگفته نگذاريم كه اين خطا يا تسامح را پيش از مؤلف دستور الوزارة ، خواجه نظام -
هامش
( 1 ) . ر ك قصص الانبياء ابو اسحق نيشابورى .