الحاجب
و ابرو اندر تأويل جمال و منصب شخص باشد و زيادت و نقصان اندران تعلق بدان دارد .
الصدغ
و هردو صدغ اندر تأويل دو پسر باشند و هر خير و شر كه دران بيند بديشان بازگردد و يك صدغ يك پسر باشد .
الوجه
و روى اندر تأويل جاه و منصب شخص باشد و به هر زيادت و نقصان و خير و شرّ كى در وى بيند به جاه و منصب وى بازگردد .
و رستن موى بر روى - جائى كه معتاد باشد - دليل غم [ 8 ب ] و جمع شدن دين باشد .
العين
و چشم اندر تأويل دين و بصيرت و فرزند و پدر و شوهر و دوست و مال نقد باشد به نسبت با هركس ، و زيادت و نقصان اندر چشم بدين چيزها بازگردد .
و اگر بيند كه وى را چهار چشم بود شادى يابد ، يا به عدد آن وى را فرزندان آيد .
و اگر بيند كه چشم آدمى يا ازان بهيمه بر كف دست نهاده بود مال نقد يابد .
و چشم سياه قوت دين باشد ، و شهلا و ازرق بدعت و مخالفت دين باشد .