توضيحات و استدراكات
2 / 4 - در معناى عبارت اشكالى به نظر مىآيد و شايد جمله مغشوش است .
2 / 9 و 10 - هر كه خوابى ديدست بگويند ( بجاى بگويد ) عينا مأخوذ از نسخه است .
2 / 11 - « مردى از ياران مردى » عينا در نسخه آمده است و اگر تصور اشتباهى در آن باشد « مردى » پس از « ياران » زائد خواهد بود .
7 / 7 در عبارت « نيك ديدى و نيك بينى » نيك بجاى نيكى استعمال شده است .
7 / 18 - لقب يا عنوانى كه براى ضحاك به صورت « سرسفان » در متن ديده مىشود تا آنجا كه تجسس و پرسش شد در جاى ديگر ديده نشده است . استاد مينوى نيز ملاحظه نفرمودهاند .
8 / 3 - ظاهرا « محمد بن فضاله » ( ص 130 ) كس ديگرى نيست جز همين « پسر فضا » . اين نام در كتب اعلام ديده نشد و معلوم نيست كه كدام يك از دو صورت صحيح است .
8 / 15 و 16 و 17 ، 22 - درست گشتن و گرديدن بجاى درست شدن ( سطر 23 ) از استعمالات قديم فعل گرديدن ( - شدن ) است . اين استعمال درين كتاب متعدد ديده مىشود .
14 / 7 - « هيچكس » ظاهرا مرادف و در معناى « هركس » و « همه كس » استعمال شده است .
14 / 11 - « ديگر روز » موردى از تقدم و تأخر را درين متن مىنمايد .
17 / 21 - « دانه تاه » ( كذا ) ، ظاهرا يكى از اين دو كلمه زائد است .
17 / آخر - سايه ( كذا ) ، ظاهرا « مايه » درست مىنمايد .
18 / 3 - بعد از « فروآورد » اتصال عبارت قطعيت ندارد .
19 / 15 - هفتگونه خواب را در دنبال مطلب و عبارت بيان نكرده است .
25 / 11 - « حد مابه مايه » به صورت « حد و مايه » ظاهرا صحيح است .
28 و 29 - در اسكندرنامهء منثور روايت قديم ( چاپ نويسندهء اين كلمات ، تهران ، 1343 ) از اسكندر خوابى به همين مضمون نقل شده است و در دنبال آن از قول ارسطو مىآيد كه « اين بخت نصر ديده بود و دانيال عليه السلم آن را تعبير كرد و من بنده آن دفتر تعبير با خود دارم . . . »
28 / 2 و 29 / 12 « سلافن » در لغتها ديده نشد . آيا تحريف سفالين نيست ، خاصة كه در اسكندرنامه مىنويسد : « قدمهاش از سفال . . . » ( ص 411 و 412 )
34 / 1 و 2 - از چهار وقت سخن مىكند ، ولى سه وقت را بيان كرده است .