اگر بيند كى بر در ملكى يا پادشاهى همىشود بر دشمن پيروزى ياود و خورمى « 1 » و نيكى بيند .
اگر بيند كى بر مردمان پادشاه چيره شد اندر جنگ پيروز گردد .
اگر بيند كى پادشاه تاج از سر خويش بر سر او نهاد پادشاه گردد .
اگر بيند كى تاج از وى بستدند آن پادشاهى از وى بشود .
باب رؤية الملوك السالفه اندر ديدن پادشاهان سالف « 2 »
اگر كسى از بزرگان گذشته كسى را به خواب بيند او خشنودى مردى جويد از بهر منفعتى يا راحت اين جهانى .
اگر بيند كى قيصر مرورا طعامى يا چيز ديگر داد صلاحى و نيكى و خواستهاى بياود .
پس اگر بيند كى ازين ملكان مرده كسى از وى چيزى بستد از طعام يا جامه او را اجل نزديك رسيده است .
اگر ملك حبشه [
a
165 ] را در خواب بيند درويش گردد و دشمن بر وى چيره شود .
پس اگر بيند كى او را چيزى داد از پوشش او را سختى و رنجى رسد .
پس اگر ملك ترك را بيند او را سختئ و بيمى رسد .
پس اگر بيند كى او را از اسباب اين جهانى چيزى داد او از دشمن نيكى بياود .
اگر بيند كى با وى نزديكى و نيكى كرد تفسير آن بود كى بر دشمن چيرگى نمايد .
پس اگر بيند كى چيزى از وى بستد او بيمار شود سخت ، پس عافيت ياود .
اگر ملكى را بيند از ملوكان يمن خجستگى و بركات بود .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ( - خرمى )
( 2 ) - در اصل اين عبارت در دنبال آخرين عبارت باب ملوك تحرير شده