باب رؤية الملوك اندر ديدن پادشاهان
كرمانى گفت اگر بيند كى اندر ديدار ملك افزونى آمده است نيكوى و مصالح مسلمانان و اتباع او زيادت گردد .
پس اگر اندامى از اندامهاى او نيكوتر بيند و ديگر بر حال خويش عنايت او در بعضى از ولايت او شامل باشد و در بعضى نه .
اگر ملكى بيند كى كلاه او سخت نيكو شده است تفسير كلاه او هم صلاح مسلمانان بود ، از بهر آنك كلاه امام اندر تأويل تاج بود و تاج پادشاهى او .
كرمانى گفت آنچ دليل كند بر درازى زندگانى ملك آن است كى در خواب بيند .
يا كسى از بهر او بيند كى آب سرد و روشن همىخورد از بركه يا رود يا راويه و يا سبو ، و هرچند كى ازان آب بيشتر خورد زندگانى او درازتر بود .
اگر بيند ، يا كسى از بهر او بيند ، كى عمامهء او درازتر شده است [
b
164 ] يا به كس ديگر پيوند كرده هم درازى عمر او بود .
امّا آنك دليل كند بر نيكو شدن حالش ميان او و خدا آن است كى بيند ، و يا كسى از بهر او بيند ، كى روى به قبله دارد و نماز مىكند و روى او ازان بنگردد و ركوع و سجود تمام به جاىآورد ، يا بيند كى خفته بودى يا نشسته و قرآن مىخواندى و داد و عدل گسترد .
اگر ملكى بيند كى از پسى « 1 » پيغمبر همىرود چنانك از وى بنگردد او را پيش خداى تعالى حال نيك است و بر آن راه است كى پيغمبر عليه السّلم فرموده است .
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كى پادشاه او را چيزى داد ، يا تيغى اندر گردنش افگند ، يا جامهاى در وى پوشيد ، يا او را بر چهار پاى ازان خويش نشاند پادشاهى و خواستهاى بياود .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل ( - پس ؟ )