در قسمت الفبائى كتاب ترتيب مطالب براساس لغات عربى است و همين نكته خود گواه است بر آنكه مترجم يكى از متون عربى را اساس كار در ترجمه به زبان فارسى قرار داده بوده است .
ثانيا مترجم كتاب دانيال به تازى خليل اصفهانى است كه در عهد مهدى خليفه ( 158 هجرى ) مىزيسته و كتاب دانيال را از سريانى به عربى برگردانيده بوده است .
سه ديگر آنكه مؤلف بجز ترجمهء كتب دانيال و پسر سيرين كه آن دو را به صورت مستقل در آغاز كتاب خود آورده است در قسمت الفبائى على الظاهر نظرات و افكار معبّران ديگر را در متنى كه مورد استفادهء او بوده است داخل كرده است .
و نتيجهء آميخته به ابهام اينكه آيا اين همان كتاب « متفرّق » نيست كه حبيش تفليسى در كتاب خود از آن نام برده است ؟
مؤلّف در قسمت اوّل كتاب قصّهاى از خواب معروف و منسوب به بخت نصر نقل مىكند كه با مختصر اختلاف در كتاب اسكندرنامه ( چاپ نگارنده ، تهران ، 1343 ) نيز آمده و به اسكندر نسبت داده شده است و چون حكيم ارسطو آن خواب را از اسكندر مىشنود مىگويد : « شاها دل خوش دارد كه اين خواب بخت نصر ديده بود و دانيال عليه السلم آن را تعبير كرد و من بنده آن دفتر تعبير با خود دارم و در آنجا نبشته بود . »
فوائد لغوى و زبانى
بهترين فايدتى كه ازين متن قديمى برمىگيريم شناختن عدّهاى از لغات و اصطلاحات مهجور و نحوهء استعمال افعال و كلمات نادرى است كه فهرست الفبائى آنها تدوين و در جدول انتهاى كتاب بهطبع رسيده . اينجا براى آنكه بطور كلّى اين نوع لغات را بشناسيم به معرّفى اجمالى مىپردازيم .
يك دسته لغاتى است چون افروشه ، ويش ، گوشسنبه ، سنجالو ، مالوبره ، دوكارده ، لنبه ، سلافن ، فرج ، تول ، جزده ، اسفهرود ، فرستون ، استونه ، كوذبان كه در متون ديگر من نديدهام و بعضى از آنها به ندرت در كتب لغت توضيح شده است .