باب رؤية الجسد اندر ديدن تن
اگر بيند كه از تنش رشتهء دراز يا موى دراز برآمد آن زندگانى بود دراز و خوش با خواسته .
اگر بيند كه بگسلد بريدن خواستهاى و زندگانى بود .
باب رؤية الجديد اندر ديدن نو
هرچ نو باشد نيك بود و در كهن هيچ نيكى نبود ، و آنك نويش در تعبير نيك نبود كهنيش نيك باشد ، همچون موزه كه اگر نه از بهر سلاح بود نو غم بود و كهن خداوند خواب را نيك .
باب رؤية الجلوس اندر ديدن كسى كه نشسته بودى يا اندر روى افتاده
آن پاىدارى بود اندر پادشاهى .
تمام شد كتاب جيم