از ايشان ، يا سوگند مدعى .
و اگر بعضى از ورثه اقرار آرند ، و عدل نباشند ، ايشان را لازم بود ، به مقدار حق ايشان از تركه .
( معتقد الاماميه ص 363 و 364 ) در كليات حقوقى آمده است :
قرض عبارت است از اينكه شخص مالى را به ديگرى تمليك كند به اين طور كه ضامن مثل يا قيمت آن باشد .
هر آنچه از لفظ يا فعل دلالت بر معنى مذكور فوق نمايد در وقوع آن كافى است .
در قرض عقد تنها بدون قبض اثرى ندارد و در تحقق آن اقباض مقرض يعنى وامدهنده و قبض مقترض يعنى وامگيرنده كافى است .
و مقترض به مجرد قبض مالك آن مىشود به شرط اينكه باذن مقرض تحقق يافته باشد .
در صورتى كه عين مال از پيش نزد او بوده حاجتى به تحصيل اذن يا اقباض و قبض جديدى نخواهد داشت .
مالكيت مقترض پس از قبض موقوف بر تصرف نبوده و مقرض حق مطالبه عين آن را نخواهد داشت بلكه اگر مثلى باشد مثل آن و گر قيمتى باشد قيمت آن بعهدهء مقترض خواهد بود .
مدار در قيمت به قيمت زمان اداء است نه زمان قيمت قرض ، و اگر به كلى از قيمت افتاده باشد مدار به قيمت قبل از سقوط است يعنى آخرين قيمت .
هر آنچه اجزاء آن از حيث قيمت و منفعت مساوى بوده و در صفات بهم نزديك باشند مثل گندم و جو و طلا و نقره قرض آن صحيح است .
و بهر حال بايد معلوم باشد . پس اگر از مقادير است بايد مقدار آن مجهول نباشد و الا صحيح نخواهد بود .
هر قرضى كه در آن شرط نفعى شود كه مقترض بر اصل چيزى بيفزايد خواه عين باشد يا منفعت يا وصف معامله ربوى بوده و شرعا ممنوع است و لو در ضمن عقد ديگرى شرط شود زيرا چيزى كه حرام است به شرط حلال نخواهد شد .
( كليات حقوقى 341 ، 342 )
قُرْعَه
- ( اصطلاح فقهى ) قرعه بطرق گوناگون انجام مىشود و از جمله امور مردده را بر روى كاغذ يا اشياء ديگر نويسند و در ظرفى يا كيسه اندازند و سپس استخراج كرده طبق قرار عرف و عادت بدان عمل نمايند و اين امر در امور مشكل صورت شرعى دارد .
در كليات حقوقى آمده است :
قرعه يكى از قواعدى است كه در كتب فقهه مشهور و از آن به اين عبارت تعبير شده است :
« القرعة لكل امر مشكل »
و اخبار عامه و خاصه بر آن دلالت دارد و از آن جمله اين خبر است :
« كلّ أمر مَجهُول فى القُرعَة »
. فقهاء اماميه جز در موارد مخصوصى به اين قاعده عمل نمىكنند و حتى بعضى اين قاعده را بسبب كثرت تخصيص موهون دانستهاند و اين قاعده در شرايع سابقه جارى بوده مثل اين آيه
فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ
و آيه ديگر
إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ
بهر حال آيا قرعه اختصاص بواقع مجهول دارد مثل آنكه مردى دو زن