خواهد بود كه من حيث المجموع علت تامه را تشكيل دادهاند ، و عدمش نيز معلول انهدام اين مجموعه تركيبيه مىباشد - النهايه انهدام اين مجموعه گاهى با از بين رفتن تمام اين اجزاء و گاهى با فقدان يكى از آنها حاصل مىشود ، و بالاخره چون در هر دو صورت علت تامه از بين رفته لذا معلول نيز از بين خواهد رفت انتهى . . .
از اين بيان اين نتيجه گرفته مىشود كه علت خواه تامه باشد و خواه ناقصه از وجودش وجود و از عدمش عدم معلول لازم مىآيد - النهاية در علت ناقصه بايد اين توجه را داشت كه يك جزء به تنهائى و مادامى كه با ساير اجزاء علت تركيب نيافته است اساسا در عداد علل بشمار نمىرود - زيرا آن جزء در صورتى واجد صفت عليت ميگردد كه با اجزاء ديگر تركيب يافته و جزء آن مجموعه تركيبيه باشد و الا در حال انفراد نه علت تامه است و نه ناقصه ، تا از وجودش وجود معلول لازم آيد .
مقدمه : مقدمه را اگر از حيث كلى تقسيم كنيم بمقدمه ، عقليه عاديه - شرعيه تقسيم ميگردد .
مُقَدَّمِهء عَقْليَّه
: قضاياى مؤلفهء كه عقلا مستلزم قضيهء ديگر ميباشند مقدمات عقليه ناميده ميشوند مانند قياسات
مُقَدَّمِهء شَرعيَّه
: مقدمات شرعيه آن سلسله از امور فرعيه هستند كه حصول امور اصليه عادة موقوف بر انجام آنها است مانند نصب نردبان براى صعود بطبقه بالا .
مقدمه شرعيه
: مقدمات شرعيه آن سلسله از اعمال مقدماتى هستند كه اتيان فرايض اصلى موكول بر اتيان آنها است و اين اعمال بر دو قسمند - قسمتى از آنها عادة مقدمه اتيان آن فريضهء ميباشند مانند زاد و راحله براى سفر حج و قسمتى هم شرعا مقدمهء انجام آن قرار داده شدهاند به نحوى كه آن فريضه بدون اتيان آن مقدمه باطل مىباشد مانند وضوء براى اتيان صلاة مقدمات قسم اول بهر صورت و بهر كيفيتى صورت بگيرند شرع را در آنها دخالتى نيست ولى مقدمات قسم دوم توقيفيه هستند و بايد به همان صورتى كه از طرف شارع تعيين شدهاند انجام گيرند .
مثلا زادو راحله از هر قبيل باشد و يا از هر طريقى تهيه گردد تأثيرى در صحت و بطلان اعمال نمىكند ولى وضوء براى اتيان صلاة بايد تابع همان كيفيات و شرائطى باشد كه از طرف شرع تعيين و تصريح كشته است .
مقدمه از نظر ديگر نيز بمقدمهء وجوديه - وجوبيه - علميه تقسيم مىشود :
1 - مُقَدَّمهء وُجوديَّه
: چنانچه در مثالهاى فوق ديديم تحقق و بوجود آمدن نماز و حج منوط باتيان وضوء و يا تهيه زاد و راحله است ، به حدى كه بدون آنها تحقق و بوجود آمدن آن واجبات عادة و يا شرعا غير ممكن مىباشد - پس اين مقدمات از حيث اينكه شرايط وجودى آن واجبات هستند به مقدمات وجوديه موسوم ميباشند .
2 - مقدمات وجوبيه
: بعضى از عبادات فقط بالقوه واجب ميباشند و فعليت يافتن وجوب آنها منوط بفراهم آمدن يك يا چند مقدمه است بطورى كه اگر آن مقدمات فراهم نگردند آن عبادات نيز وجوب پيدا نمىكنند و به همين جهت آن مقدمات را از لحاظ اين