بطريق صلح قهرى رفع ترديد نمود . و با غير محصور بودن اطراف شبهه با آن مال ، معامله مجهول المالك خواهد شد .
ممكن است روايت را اختصاص بخصوص اين مورد نداده بلكه آن را شمول داده بهر مالى كه مردد بين دو شخص يا اشخاص بوده و طريقى براى تعيين صاحب واقعى آن وجود نداشته باشد .
بلكه ممكن است آن را تعميم داد به صورتى هم كه براى آن واقع مجهولى نباشد مثل اينكه شخصى به دو نفر مديون است و مالى را به وكيل آن دو نفر بدهد و تعيين نكند كه مال را بكداميك از آنها بدهد .
و همچنين است وقتى كه شخص دو فقره به يكى مديون باشد كه يك فقره آن با رهن است و ديگرى بىرهن و در موقع تسليم مال تعيين نكند كه بابت كدام يك از آنها است .
در اين مسأله محتمل است حق تعيين با مديون باشد و مادامى كه تعيين نشده ملك مراعى است .
و محتمل است توزيع بمقتضاى قاعده مذكور .
و احتمال ميرود استصحاب بقاء به ملكيت مديون و تا وقتى تعيين نشده نزد قابض امانت باشد .
و از بين اين احتمالات احتمال اول اقوى و ارجح است .
بهر حال احتمالات مذكوره در صورتى است كه مديون مدعى تعيين نباشد و الا مسأله قاعده ما لا يعلم الا من قبله بوده و بايد هر چه گويد نظر به اين كه ابصر به قصد خود مىباشد او را تصديق نمود .
( كليات ص 55 ، 56 )
مَجْهولِ مُطْلَق
- ( اصطلاح منطقى ) مجهول مطلق يعنى امرى كه به هيچ وجه از وجوه معلوم نباشد نه بعلم اجمالى و نه بعلم تفصيلى نه بوجه و نه بكنه رجوع بمعلوم شود .
مَجْهُوليَّه
- ( اصطلاح كلامى ) فرقهء از خوارجند خوارج عجارده و مذهب آنان بمانند حازميه است .
( از كشاف ص 280 )
مُحَابات
- ( اصطلاح فقهى ) فروگذاردن و با كسى معاوضه كردن و بيع كردن به كمتر از قيمت و خريدن زياده بر قيمت باشد و نزد ادبا عبارت از گفتن چيزى است مثل چيزى كه ديگرى گفته باشد ( از كشاف ص 432 ) .
و بالاخره در اصطلاح فقها معاملات محاباتى نوع معاملهايست كه به كمتر از قيمت باشد .
كليه معاملات محاباتى در مرض موت نسبت بما زاد از ثلث مثل بيع و اجاره و صلح به كمتر از ثمن المثل موقوف باجازهء ورثه است زيرا مزاحم حقوق آنها است در ما زاد از ثلث .
رجوع به بيع محاباتى شود .
مَحارِم
- ( اصطلاح فقهى ) كسى يا كسانى را گويند كه نكاح آنها بر انسان حرام باشد بطور دائم از راه نسب يا رضاع يا مصاهرت .
رجوع به نكاح شود .
مُحادَثَه
- ( اصطلاح عرفانى ) محادثه