( از كشاف 213 )
مَجْحود
- ( اصطلاح فقهى ) و - بندهايست كه از مولايش اطاعت نمىكند ( از شرح لمعه ج 2 ص 245 )
مَجْذوب
- ( اصطلاح ذوقى ) مجذوب كسى است كه او را خداى متعال براى خود گزيده باشد و پاك گردانيده باشد او را به آب قدس و بدون رنج و جهد و كوشش به تمام مقامات و مراتب عاليه برسد .
( اصطلاحات كاشانى ص 112 - دستور العلماء ج 3 ص 217 )
مَجْذوبِ مُطْلَق
- ( اصطلاح ذوقى ) مجذوب مطلق كسى است كه بعد از فناء بالكل مسلوب العقل شود و در آن سكر و بيخودى بماند و آن طائفه را مجذوب مطلق مينامند كه قلم تكليف از ايشان برداشته و مجانين حقاند و خداى متعال آنها را براى خود برگزيده است و تمام مقامات آنها را حاصل گرديده است .
( از شرح گلشن راز ص 285 )
بىرنج و طلب گنج و بقا يافتهاند * بىعلم و عمل ناز و عطا يافتهاند
مجذوبانند بس لطيف و نمكين * لطفى بكمال از خدا يافتهاند
مُجَرَّد
- ( اصطلاح فلسفى و عرفانى ) مجرد يعنى عارى از قيد و شرط و لوا حق و ضمائم و پاك از عوارض و تجريد به معناى جدا كردن ضمائم و خصوصيات شىء است بوسيلهء ذهن و بعبارت ديگر شىء را خالى و عارى از ضمائم وجودى مورد لحاظ قرار دادن .
كلمهء تجريد نزد عرفا به معناى عريان كردن شخص خود را از علائق دنيوى مىباشد و مجرد كسى است كه خود را از تمام علائق مادى دور نگاهدارد .
حكما مجرد بامرى ميگويند كه روحانى محض بوده و مخلوط با ماده نباشد چنان كه گويند نفوس و عقول مجرداند و يا عقول مجردات محضاند و نفوس ذاتا و وجودا مجردند و لكن در فعل متعلق بمادهاند و مفاهيم كليه و معانى عامه ذهنيه مجردند يعنى موطن آنها عقل است و لكن مرتبط با مادهاند زيرا منشأ انتزاع آنها ماده است و صور علميه مجرد محض نمىباشند و مجردات محضه همان عقول و نفوس كليهاند و نفوس مدبره نيز مجرد محض نمىباشند زيرا در فعل متعلق بمادهاند و مثل نوريه مجرد محضاند و لكن مثل معلقه نيم مجردند زيرا داراى مقدارند و بالجمله مجردات بر دو قسماند يكى آنكه فعلا و ذاتا و وجودا مجردند مانند عقول و ديگر مجرداتى كه ذاتا و وجودا مجردند و لكن فعلا مادى هستند مانند نفوس مدبره فلكى و انسانى ( اسفار ج 2 ص 193 - ج 1 ص 134 - شفا ج 1 ص 347 ، 62 ، 154 - ش ص 246 ) .
و نزد عرفا مجرد كسى است كه قطع علائق از متاع و بهرههاى دنيوى كرده باشد و خود را از ادناس و رذائل اخلاقى پاك و منزه كرده باشد و ترك مال و منال نموده و خود را براى سير الى الله آماده كرده باشد .
مُجَرَّدات
- عقول و نفوس را گويند رجوع به مجرد شود
.