نسبت به آنها حاصل نشده ، ملاك ماليت كه عبارت از حاجت و منفعت باشد در آنها موجود است و به اين لحاظ از آن ، بمال تقديرى تعبير مىشود .
( كليات ص 67 )
ماليَّتِ مَبيع
- ( اصطلاح قواعد فقه ) در كليات حقوقى آمده است :
مبيع بايد شرعا ماليت داشته باشد و ماليت عرفى كافى نيست و لذا بيع خمر و اصنام و اعيان نجسه و اعيان محرمه مثل آلات لهو و قمار و امثال آنها جائز نيست .
ماليت نداشتن چيزى يا از جهت حرمت و نفيس بودن آن چيز است مثل انسان و مساجد و امثال آنها يا از جهت خست و پستى آن چيز است مثل قاذورات و حشرات و امثال آنها ، در صورتى كه منافع عقلانى منظور نباشد و الا معامله آنها منعى نخواهد داشت .
( كليات ص 80 )
مأمُور به
- ( اصطلاح اصولى ) رجوع بامر شود .
مانِع
- ( اصطلاح اصولى ) و مانع امرى است كه از وجود آن عدم لازم آيد و لكن از عدمش وجودى لازم نيايد بذاته و يا از عدم آن وجود يا عدم لازم نيايد بذاته مانند مسافرت كه مانع روزه گرفتن و تماميت نماز است . مانع بر سه قسم است 1 آنچه مانع است ابتداء و استدامة مانند رضاع كه مانع است از نكاح ابتدائى و مبطل است مر نكاح قبلى را 2 آنچه مانع است در ابتداء نه استدامة مانند عده كه مانع نكاح است در ابتداء مگر براى صاحب عده و مانع استدامت نكاح نيست چنان كه اگر حليله شخص وطى به شبهه شود موجب قطع نكاح او نيست 3 آنچه مردد است مانند احرام نسبت به ملكيت صيد كه ناشى از آن باشد كه سبب آن در حال احرام عارض شود و از قسم دوم است احرام كه مانع ابتداء نكاح است نه استدامهء آن .
( از قواعد ص 21 ، 88 ، 141 ، 15 ، 24 ، 103 - موافقات ج 1 ص 265 ) در كليات حقوقى آمده است :
مانع عبارت است از چيزى كه مقتضى را از تأثير باز دارد - بنا بر اين معارضه بين مقتضى و مانع وجود ندارد .
بلى ممكن است دو چيز مزاحم يكديگر باشند در اين صورت هر كدام بر ديگرى رجحان داشته باشد مانع آن خواهد بود .
( كليات حقوقى ص 8 )
مانِعِ شَرعى
- ( اصطلاح فقهى ) در مقابل مانع عقلى است
مانى
- ( ملل و نحل ) حكيم معروف است كه خود را پيامبر دانست . شخصيت او مقرون بداستانها و افسانهها است و دربارهء او داستانها گفتهاند كه هيچ كدام محقق نشده است .
گويند مانى حكيم از شاگردان قارون نامى است ، وى مدعى نبوت شد ، باصول مذاهب مجوس ، نصارى و ثنويت آشنائى داشت ، كتابى براى شاپور بن اردشير نوشت و آن را شاپور قان ناميد ، وى در آن كتاب گويد : حكمت و دانش را خداوند در عصرى از اعصار بوسيله يكى از