خواهد گشود زمام انقياد بدست آمال و امانى چه دهى و پشت اعتماد بدين مزخرفات فانى چه نهى ، دل از همه بر كن و در خداى بند و از همه بگسل و با خداى پيوند . . .
هر صورت دلكش كه ترا روى نمود * خواهد فلكش ز دور چشم تو ربود
رو دل به كسى ده كه در اطوار وجود * بودست هميشه با تو و خواهد بود
( از لوايح جامى ص 11 )
ماشُوش
- ( بضم شين از اصطلاحات گاهشمارى ) شبى را گويند كه ترسايان به طلب عيسى گرد هم آيند ( از التفهيم ص 251 )
ماء مُتَغيّر
- ( اصطلاح فقهى ) رجوع به ماء جارى و كر شود .
ماءِ قَراح
- ( اصطلاح فقهى ) آب خالص است ( از شرح لمعه ج 1 ص 30 )
ماء قَليل
- ( اصطلاح فقهى ) رجوع بماء شود .
ماضِى
- ( اصطلاح ادبى ) فعل ماضى فعلى است كه دلالت بر انجام كارى در زمان گذشته كند و آن را چهارده صيغه است و علامت آن تاء ساكنه است براى مفرد مؤنث و تاء مفتوحه براى مفرد مخاطب و مكسوره براى مفرد مخاطبه و مضمومه براى متكلم وحده است .
ماضى در پارسى بر پنج قسم است 1 ماضى مطلق 2 ماضى بعيد 3 ماضى قريب 4 ماضى استمرارى 5 ماضى تشكيك و شش صيغه دارد . مفرد غايب ، جمع غايب ، مفرد حاضر ، جمع حاضر ، واحد متكلم ، جمع متكلم . ماضى مطلق زمان گذشته را بطور مطلق بيان مىكند « ديشب خوب خوابيدم » ماضى استمرارى بر واقع شدن كارى در گذشته بطور هميشگى دلالت دارد « خورده بودم » ماضى التزامى در مورد شك و ترديد به كار ميرود « شايد گفته باشد » ماضى نقلى كه از گذشته بطور نقل حكايت كند ماضى قريب هم گويند .
( از دستورنامه ص 80 - گلزار ص 11 )
مأكُولات
- ( اصطلاح فقهى ) در فقه اسلام اصولا همه اشياء حلالند مگر آنچه حرمت آن ثابت شود .
مال
- ( اصطلاح فقهى ) آنچه موجود باشد و طبع بدان مايل باشد منقول باشد يا غير منقول و آنچه را منفعت عقلائى باشد ( از كشاف ص 1350 )
ماليَّتِ تَقْديرى
- ( اصطلاح فقهى ) و از قواعد فقه است در كليات حقوقى آمده است :
ماليت مال يا فعلى است و يا تقديرى ماليت فعلى ، نسبت باموالى است كه تحت استيلاء شخص در آمده باشد و تقديرى نسبت باموالى است كه تحت سلطهء كسى در نيامده و استيلائى نسبت به آنها حاصل نشده باشد مثل ماهى در دريا و پرندگان در هوا و معادن زير زمين .
وقتى ماهى يا پرندهء صيد شد و يا معدنى استخراج گرديد ماليت آن فعلى خواهد بود و مادامى كه بدست نيامده و استيلاء