كَلْبُ الحائِط
- سگ خانه را گويند
كَلْبُ الزَّرع
- سگ بستان را گويند
كَلبُ المُعَلّم
- سگ تعليم يافته را گويند رجوع شود به كلاب اربعه
كَلِمات
- ( اصطلاح ادبى ) در زبان فارسى كلمات نه قسماند اسم صفت ، كنايت ، عدد ، فعل ، قيد ، حروف اضافه ، حروف ربط و اصوات .
( از دستورنامه ص 15 )
كَلماتِ إلهيَّه
- ( اصطلاح ذوقى ) كليهء موجودات مظاهر حقاند و كلمات حقاند كه از وجود او سخن گويند كه فرمايد :
قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ . . .
جامى گويد :
چون كتاب خدا كلام خداست * از صفات كلام بنده جداست
مكن از حق كران چو معتزلى * لايزالى [ ليس ] دان و لم يزلى
حرف و صوتى كه نوبنو حادث * مىشود ، نيست چون دو آن لابث
باشد آن پيش عقل خردهشناس * مر كلام قديم را چو لباس
دمبدم گر شود لباس بدل * شخص صاحب لباس را چه خلل
گر چه آمد بسيط اصل كلام * باشد آن را مراتب و اقسام
هست اصل بسيط آن ز صفات * ز صفاتى كه هست لازم ذات
چون دلالات جمله موجودات * بر كمال صفات و وحدت ذات
گاهى اندر لباس لفظ و حروف * كه مر او را قوالبند و ظروف
وين دو قسم است ، زانكه حرف و مقال * يا بحس مدرك است يا به خيال
عطار گويد :
ديدى كلام حق كه على الحق يكست و بس * پس در نزول مختلف آثار آمده
سنگ سيه مبين تو يمين اللهش به بين * كاين جا جهانت محو جهاندار آمده
عكسى ز زير پردهء وحدت علم زده * در صد هزار پرده پديدار آمده
كَلماتُ التّامّات
- ( اصطلاح ذوقى ) مراد عقول مجردهء مفارقه است كه كلمات اللّه التامات گويند .
( اسفار ج 1 ص 191 ج 3 ص 97 ، 62 - تفسير ص 889 ) .
كَلِمَةُ اللَّه العُلْيا
- ( اصطلاح ذوقى ) مراد از كلمة الله العليا عبارت از عقول طوليه است ( مبدأ و معاد صدرا ص 161 ) .
كَلمهء مُجازات
- ( اصطلاح ادبى و ذوقى ) عبارت از اسماء شرطاند كه من ، ما ، إذ ما ، اين ، حيثما ، اى ، انى باشد رجوع به هر يك ازين كلمات شود ( از الهدايه ص 202 )
كَلِمَه
- ( اصطلاح ذوقى و ادبى ) كلمه لفظى است كه براى معنى مفرد وضع شده باشد و سه نوع است اسم ، فعل و حرف ( رجوع بهر يك از اين اصطلاحات و الهدايه ص 82 شود . ) در معنى روح انسانى را باعتبار ظهور آن در نفس رحمانى مانند ظهور كلمه در نفس انسانى كلمه گويند .