و كل افرادى آنست كه حكم بر مجموع آنها نباشد بلكه مورد حكم فرد فرد آنها باشد مثل « هر انسانى حيوان است » كه مراد آنست كه هر يك از افراد انسانى حيواناند .
( دستور ج 3 ص 138 و شرح منظومه ص 99 ) .
كُلِّ بِالأَسْر
- مراد كل مجموعى است رجوع به كل افرادى شود .
كُلِّ مَجْموعى
- رجوع به كل افرادى شود .
و بهر حال در ادب كلمه كل - كلمهايست كه براى استغراق افراد منكر وضع شده است مانند
« كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ »
و براى استغراق جمع به كار رود .
مانند « كلهم آتيه » و يا اجزاء مفرد معرف مانند « كل زيد حسن » و
« كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ »
و از كلماتى است كه دائم الاضافه است كه گاه بضمير مذكور اضافه شود و گاه بضمير محذوف مانند
« كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ »
و « كلا هديناهم » و يا
« كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ »
و گاه اضافه شود باسم ظاهر مانند « كل قلب . . . » و
« كُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ »
و
« كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ »
و كل در حيز نفى ، مفهومش ثبوت فعل است براى بعضى افراد و نفى كل است از بعضى مانند ( ما جاء كل القوم ) يعنى برخى از آنها آمدند .
( از مغنى ص 100 - 104 ) در عرفان كل نام حقست تعالى و تقدس باعتبار حضرت و احديت الهيه كه جامع اسماء است كه گفتهاند الاحد بالذات كل الاسماء
كِلا و كِلْتا
- اين دو كلمه در لفظ مفردند و در معنى تثنيهاند و همواره لفظا اضافه ميشوند كلتا براى مؤنث مانند
« كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها »
و كلا براى مذكر مانند « احدهما او كلاهما » ( از مغنى ص 105 ) .
كَلّا
- ( اصطلاح ادبى ) به تشديد لام و فتح كاف كلمهايست مركب از كاف تشبيه و لاء نافيه و معناى آن ردع است و تهديد مانند ثم
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى »
و
« كَلَّا سَيَكْفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ »
و
« رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ ، كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ »
( از مغنى ص 97 ) .
كِلابِ ارْبَعَه
- ( اصطلاح فقهى ) و چهار نوع سگ را در شرع توان خريد و فروخت سگ گله ، سگ پاسبان سگ شكار كه سگ تعليم يافته است و سگ حافظ مزروع ( از شرح لمعه ج 2 ص 37 )
كَلالَه
- ( اصطلاح فقهى ) در فقه در مبحث ارث بچههاى مادر را كلاله گويند از جهت آنكه كل و ثقلاند بر مرد كه بايد مخارج آنها را بدهد با آنكه از صلب او نيستند و يا از اكليلاند كه موجب زينت مردند در هر حال كلاله يا پدرىاند يا مادرى .
رجوع به فرائض شود .
كَلام
- ( اصطلاح عرفانى ، فلسفى ، كلامى ) كلام بمعنى سخن است و متكلم يعنى گوينده و كلام در اصطلاح عبارت از تجلى حاصل از تعلق اراده و قدرت است براى اظهار ما فى الغيب و ايجاد آنچه در غيب است .