تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 1533

مساهمون:

ص١٥٣٣
همسان آن جسم كند و باوى پيوندد . ( از اخوان ج 3 ص 195 ) .

قُوَّةِ ذائِقَه

- ( اصطلاح فلسفى ) رجوع شود به حواس خمس ظاهرى .

قُوَّةِ سامِعَه

- ( اصطلاح فلسفى ) رجوع شود به حواس خمس ظاهرى .

قُوَّةِ شامَّه

- ( اصطلاح فلسفى ) رجوع شود به حواس خمس ظاهرى .

قُوَّةِ صِناعيَّه

- ( اصطلاح فلسفى ) قوت صناعيه ملكه‌ايست كه نفس را در اثر ممارست بر كارى حاصل شود . ( از كشاف ج 2 ص 472 ) .

قُوَّةِ شَوقيَّه

- ( اصطلاح فلسفى ) بابا افضل گويد : نوع مردم را بيرون از اين قوتها كه ياد كرده شد قوتى ديگر هست كه بدان اصل همه جانوران انباز است و جانور بدان جانور و زنده بود . نام او نفس حيوانى و او را دو قوت است : يكى قوت شوقى و خواستارى و ديگرى قوت آگهى و يا بندگى ، اما قوت شوقى و خواستارى آنكه منشأ زندگى و سرچشمهء حيات حيوان است و حركت جانور ازو بود و روح حيوانى ازو زايد و خزانهء حيات حركت دل است از اندام جانور و از اندامها بهره يابند هر اندامى بهرهء ( مصنفات ج 1 رسالهء 1 ص 15 ) .

قُوَّتِ شَهَوانى

- ( اصطلاح فلسفى ) و قوت شوق و ارادت را دو چاكرند فرمانبردار يكى قوت شهوانى بهيمى كه جانوران بدان خواستار چيزهاى موافق و جوياى غذاى لايق باشند دوم قوت غضب و طبيعت سبعى كه جانور به دو ناموافق را دور كند و براند و نفس روياننده با همهء حشم و خدم زير فرمان قوت شهوانى جانور بود . ( از مصنفات ج 1 رساله 1 ص 15 ) .

قُوّة عاقِلَه

- ( اصطلاح فلسفى ) قوت عاقله عبارت از قوتى است روحانى و مستقل بالذات و غير حال در جسم كه از آن تعبير بنور قدسى و نفس ناطقه و عقل نظرى و عاقله مطلق هم شده است . ( اسفار ج 1 ص 292 - كشاف ص 1233 - اخوان ج 3 ص 149 ) .

قُوَّة عَقْليَّه

- ( اصطلاح فلسفى ) مراد نفس ناطقه و قوت مفكره است . رجوع به قوت عاقله شود .

قُوَّة عامِلَه

- ( اصطلاح فلسفى ) قوت عامله قوتى است در انسان كه مبدأ حركت و تحريك براى انجام افعال جزئيه است بر مبناى فكر و شعور يا حدس و اين قوت را عقل عملى و قوت عمليه هم ناميده‌اند ( شرح منظومه ص 86 ) و رجوع به عقل عملى شود .

قُوَّتِ عَمَلى

- ( اصطلاح فلسفى ) نفس ناطقه را دو جنبه است : يكى قوت عمليه كه وجه نفس است به بدن كه مبدأ تحريك بدن براى اعمال و افعال جزئيه خارجيه است و ديگر قوت نظريه كه از شأن آن ادراك صور كليهء مجرده است ( شفا ج 1 ص 291 ) . رجوع به عقل عملى شود .

قُوَّةِ غاذِيَه

- ( اصطلاح فلسفى ) قوت غاذيه كيفيتى است در جسم كه موجب تبديل جسمى به جسمى ديگر مىشود « جسد مردم را بيرون از قوت طبيعت جسم قوتى ديگر است از پرورنده و بر او رندهء او براى پرورش و تدبير اسباب بقاى او را يك چند از آنكه جسد مردم گذرگاه آفات