و گر رد نكند ، تا هلاك شود ، ضامن بيشترين قيمت وى باشد از زمان غصب كردن تا زمان تلف شدن .
و اگر جامه را رنك كرده باشد ، و قيمت او زياده گشته ، شريك مغصوب منه باشد .
به مقدار زيادت ، براى آنكه عين مال اوست .
و اگر نقره بدرم زند ، يا ريسمان را ببافد ، در زيادتى قيمتش شريك نباشد ، زيرا كه آن اثر فعل او است ، نه عين مال او .
و اجبار كنند خداوندش را بر گرفتن قيمت ، زيرا كه آن ملك مغصوب منه است ، بتغير از ملك او زايل گردد .
و رسول ص فرموده است : « على اليد ما اخذت حتى تؤديه » ، يعنى بر دستگيرنده باشد آنچه گرفته باشد تا آنگه كه آن را ادا كند .
و اگر گندم يا غير آن غصب كند ، و بكارد ، از آن خداوند باشد ، به عين آن دليل كه گفته شد .
و گفتهاند : زرع غاصب را باشد ، و برو قيمت آن بود ، زيرا كه عين غصب تلف شده است . و مذهب قول اول است .
و هر منفعت كه به عقد اجارت ملك آن شوند ، چون منفعت سراى و چهار پاى ، ضامن آن باشد .
و اگر چهار پاى بسته را بگشايد ، و چهارپاى برمد ، و برود ، ضامن باشد .
و اگر خيك افكنده را سر بگشايد ، و آنچه درو باشد برود ، ضامن باشد .
و اگر بجا باز گذاشته بود ، و آنچه در آن باشد بماند ، تا آنگه كه باد يا زلزله يا غير اين وى را بيندازد ، ضامن نباشد ، زيرا كه اين مباشرت و سبب از غير وى حاصل شده است .
و اگر بندهاى غصب كرد ، و بنده گريخت ، برو بود قيمت . و اگر خداوندش وى را بگيرد ، مالك وى باشد ، و غاصب مالك وى نباشد .
و اگر بنده بازآيد ، قيمت او با غاصب دهد ، زيرا كه قيمت عوض بنده نبود بر وجه بيع .
( معتقد الاماميه ص 387 ، 388 )
غَضَب
- ( اصطلاح اخلاقى و فلسفى ) و يكى از كيفيات نفسانى است كه « يتبعها حركة الروح » كه از توابع آن حركت روح است بخارج بدن جهت دفع منافرات طبع و طلب انتقام ( از اسفار ج 2 ص 50 ) .
بعضى گويند - غضب عبارت از شوق بدفع مضار و آنچه منافر با طبع است مىباشد و يا قوتى است كه باعث بر دفع مضار شود و منشأ آن حس صيانت ذات و حفظ بقاء نوع است « ان الغضب جعل فى الحيوان ليكون له به انتقام من الموذى و هذا العارض اذا افرط و جاوز حده حتى يفقد معه العقل فربما كانت نكابة فى الغاضب و ابلاغه اليه المضر اشد و اكثر منها فى المغضوب عليه » ( رسائل فلسفيه رازى ص 55 ) .
خواجه طوسى گويد . حركتى بود نفس را كه مبدأ آن شهوت و انتقام بود و اين حركت چون به عنف بود آتش خشم افروخته شود و خون در غليان آيد . ( از اخلاق ناصرى ص 138 ) .
غَطا
- ( اصطلاح عرفانى ) يعنى پوشش و حجاب دل ، در قرآن مجيد آمده است :
فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ .
غَفر
- ( اصطلاح نجومى ) و نام چند ستارهايست واقع در عذرا يعنى در جنوب