و الموافقه الاتفاقية لا تكفى .
( از قوانين ج 1 ص 155 ) .
الاصل فى العبادات و المعاملات هو الفساد لان الاحكام الشرعية كلها توقيفية و منها الصحة و الاصل عدمها و عدمها يكفى فى ثبوت الفساد و . . .
( از قوانين ج 1 ص 155 )
عِباداتِ ماليّه
- ( اصطلاح فقهى ) مانند زكات ، خمس ، صدقه . .
( از تلويح 731 )
عِباداتِ مُوَقَّتَه
- ( اصطلاح فقهى ) و عباداتى است كه آنها را بايد در وقت معين انجام داد مانند نماز و روزه .
( از تلويح ص 305 )
عِبادَت
- ( اصطلاح فقهى ) بكسر عين عبارت از نهايت تعظيم است و آن فقط شايستهء خداست زيرا نهايت تعظيم در مورد كسى رواست كه نهايت انعام كند و آن خداست و احكام شرعى كه متعلق بآخرت باشد عباداتند و گاه براى ثواب آخرت و خوف از عقاب است و گاه براى شرف عبوديت و محبة الله است .
( از كشاف ص 947 ) . و افضل عبادات آنست كه نه براى خوف از عقاب باشد و نه جلب ثواب .
خواجه نصير گويد : عبادت عبارت از آن بود كه تعظيم و تمجيد خالق خويش و مقربان حضرت او چون ملائكه و انبياء و ائمه و اولياء و طاعت و متابعت ايشان و انقياد اوامر و نواهى صاحب شريعت را ملكه كند و تقوى را كه متمم و مكمل اين معنى بود شعار و دثار خود سازد .
( اخلاق ناصرى ص 80 و رجوع شود به تفسير ص 10 - مجموعه دوم مصنفات ص 197 ) .
عبادت را سه مرحله است بعضى خدا را عبادت كنند باميد ثواب آخرت و خوف از عقاب كه عامهء مؤمنانند و بعضى خدا را عبادت كنند كه شرف عبوديت يابند و خدا آنها را بندهء خود خواند و بعضى ديگر خدا را عبادت كنند از جهت هيبت و جلال او و محبت به دو كه مرتبت اعلاى عبوديت است .
( از كشاف ص 947 )
عَبادِلَه
- ( اصطلاح عرفانى ) عبادله عبارت از ارباب تجليات اسمائيهاند ، موقعى كه متحقق شوند به حقيقت اسمى از اسماء او و متصف شوند بصفتى از اوصاف او .
( اصطلاحات خطى ث 854 ) .
عُبّادِيَه
- ( اصطلاح كلامى ) عباديه طائفهاى باشند كه همواره عبادات و فنون نوافل را مواظبت و ملازمت نمايند از براى نيل به ثواب اخروى .
( رياض السياحه ص 123 - مصباح - الهدايه ص 119 ) .
عِبارت
- ( اصطلاح ادبى ) در لغت تفسير رؤيا باشد و الفاظى كه دال بر معانى است عبارات گويند كه مفسر عما فى الضميراند و نزد بلغاء آنست كه الفاظى را بتركيبى آرند كه فصحا و بلغا در منشآت خود آوردهاند و مترسلان در مراسلات خود آورند و نزد اصوليان عبارت از نص است .
( از كشاف ص 995 ) .
عِبارةُ النَّص
- ( اصطلاح اصولى ) و از دلالات الفاظ است و دلالت صريح الفاظ باشد بر معانى مقصوده . و آن معنى عين