باز نستانند از تو اين و آن * كالهء دزديده نبوده پايدار
ليك آرد دزد دانا پاى دار * عاريه است اين كم همىبايد فشارد
كانچه بگرفتى همه بايد گزارد * جز نفخت كان ز وهاب آمده است
روح را باش آن دگرها بيهود است
عاذريه
- ( اصطلاح عرفانى ) فرقه از نجداتند كه مردم را به جهالت خود معذور دارند در فروع .
( از كشاف ص 960 )
عاشِق
- ( اصطلاح عرفانى ) عاشق جوينده حق تعالى را گويند با وجود طلب وجد تمام و غيره محبوب حقيقى خود كسى را نخواهد و نجويد .
مولوى گويد :
در دل معشوق جمله عاشق است * در دل عذرا هميشه وامق است
در دل عاشق بجز معشوق نيست * در ميانشان فارق و مفروق نيست
زانكه عاشق در دم نقدست مست * لاجرم از كفر و ايمان برتر است
كفر و ايمان هر دو خود دربان اوست * كوست مغز و كفر و دين او را دو پوست
كه او را نه كفر و نه دين است و شعار عاشقان اينست .
حافظ گويد :
عاشق زارم مرا با كفر و با ايمان چه كار * مفلس عورم مرا با وصل و با هجران چه كار
عاشورا
- ( اصطلاح گاهشمارى ) و آن روز دهم محرم الحرام بود و سال اول هجرت روزه داشتن در آن روز واجب شد و پس از آن به ماه رمضان نقل شد و . . .
عافيَة
- ( اصطلاح عرفانى ) صحت و سلامت كه نتيجهء انقطاع از خلق است كه فرمودند « العافية كلها اسقاط التكلف » ( طبقات ص 428 ) .
عاقل
- ( اصطلاح فلسفى و عرفانى ) خردمند و در سير و سلوك ، كسى است كه در بند خواطر رديهء دنيا نباشد « العاقل يتكلم على قدر الحاجة و يدع ما فضل عنه » ( طبقات ص 474 ) .
ثقفى گويد : « اربعة اشياء لا بد للعاقل من حفظهن : الامانة ، الصدق و الاخ الصالح و السريرة » ( طبقات ص 265 ) .
و گفتهاند : « العاقل من تبرم بعشرة المخالفين و زهد فى صحبة ابناء الدنيا فانهم ان لم يشتغلوه بها شغلوه عما هو فيه » ( از طبقات ص 416 ) .
در معنى فلسفى رجوع به عقل شود .
عاقِلَه
- ( اصطلاح فلسفى ) قوة عاقله رجوع به فرهنگ علوم عقلى شود و در فقه كسانى را گويند كه خويشى و بستگى نزديك داشته باشند و بالجمله كسى است كه ديه قتل خطا به او تحميل شود مانند اخوه و اعمام .
( از شرح لمعه ج 2 ص 374 ) .
عالَم
- ( اصطلاح عرفانى و فلسفى ) عالم بفتح يعنى ما سوى الله و مشتق از علامت است و جهان وجود را از آن جهت عالم گويند كه علامت و نشانهء وجود خدا است قطب الدين در شرح خود بر حكمت اشراق گويد : بدان كه مراد از عالم ما سوى الله مىباشد و آن منقسم به دو قسم مىشود يكى قديم كه عقول و افلاك و نفوس ناطقهء فلكيه و كليات عناصر باشد و ديگرى