ع
عابِد
- ( اصطلاح عرفانى ) عابد كسى است كه پيوسته بر فرائض و نوافل و وظائف مداومت كند از براى ثواب اخروى و جمع آن عبادست .
( از كشاف ص 949 - عده ج 4 ص 231 ) .
عاتِقُ الثُّريا
- ( اصطلاحات نجومى ) يكى از ستارگان داخل در صورت ثريا بود .
( از مجمع الفلكى )
عاد
- ( عرفانى ) كنايت از تكبر و خودبينى است مأخوذ از قرآن مجيد است .
قوم عاد آنانند كه در اثر نفرين پيامبر آنها هلاك شدند .
در قرآن مجيد آمده است :
وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ
.
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ ، إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ
.
فَأَمَّا عادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ
. و
كَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِينَ
.
نزد اهل حق و ذوق كنايت از كبر و غرور است .
مولانا گويد :
عاد را با دست و حمال و خذول * همچو بره در كف مرد اكول
عاديان را باد ز استكبار بود * يار مىپنداشتند اغيار بود
چون بگردانيد ناگه پوستين * خردشان بشكست آن بئس القرين
باد را بشكن كه بس فتنه است باد * پيش از ان كت بشكند او همچو عاد
عادات
- در اصطلاح فقها عادات امورى ميباشند كه بازگشت آنها به حفظ نفس و عقل است از جانب وجود ، مانند مأكولات ، مشروبات ، ملبوسات و مساكن و انكحه و بيوع و اجارات .
( از الموافقات ج 3 ص 17 - ج 4 ص 9 ) .