يا موى آن در هر حال توان كرد و آن بوسيله تمام آلات ممكن باشد مانند شمشير ، تير ، سنگ ، باز ، عقاب و جز آن و هر گاه صياد قبل از آنكه به مصيد خود برسد مرده باشد حلال است و نيازى به سر بريدن آن نيست .
( از الفقه على . . . ج معاملات ص 19 - شرح لمعه ج 2 ص 219 كشاف 904 ) .
در عرفان صيد مقام جذبه را گويند و مقام هجران را گويند .
خاقانى گويد :
صيد توام فكندى و در خون گذاشتى * صيدت چرا ز خاك و خون بر نداشتى
وصلت چو دست سوخته ميداشت مرا * در پاى سوخته دل چون پا گذاشتى
در معتقد الاماميه آمده است :
روا نباشد صيد مگر بسگ معلم ، يعنى : آموخته ، لقوله تعالى :
« وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ »
، يعنى : و آنچه شما تعليم كرديد آن را از جوارح : سگان شكارى را ، صيد او شما را حلال كرده شد . و لفظ « مكلبين » خاص است بكلاب ، و مشتق از كلب . پس بايد كه غير از سگ جائز نباشد .
و سگ معلم آن باشد كه خداوندش چون وى را رها كند برود ، و چون باز دارد وى را بايستد ، و آنچه بگيرد وى را نخورد .
و اين از وى متكرر شود تا در عادت گويند كه اين سگ آموخته است . و آن سگ كه چنين باشد ، خوردن آن صيد روا باشد كه وى كشته باشد ، چون خداوند مسلمان در وقت رها كردن وى بصيد نام خداى برده باشد .
و نام خداى بردن شرط است نزديك رها كردن [ سگ ] صيد از دست ، و تير از كمان ، و نزديك گلو بريدن حيوان .
دليلش قوله تعالى :
وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ
! ، يعنى : مخوريد از آنچه نام خداى بر وى نبرده باشند ! اما سهو و نسيان ازين خارج است ، بدليل آيت ، و لقوله ص :
« اذا ارسلت كلبك المعلم و ذكرت اسم اللّه عليه فكل ، و الا فلا »
، يعنى : چون سگ معلم را بصيد فرستادى ، و نام خداى كردى ، بخور ، و گر نه مخور .
و اگر سگ خوردن صيد عادت كرده باشد ، از معلمى خارج باشد ، لقوله تعالى
فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ
، يعنى : بخوريد آنچه سگان آن را براى شما نگه دارند .
و آن سگ كه صيد خود را امساك بر خود كرده باشد ، نه بر خداوند خود ، اما خوردن وى را نادر بود ، از معلمى بيرون نرود .
و ذبائح كافران حلال نيست . و روا نباشد از شيب حلق بر بالا بريدن يعنى :
كارد در زير حلق كردن ، و برگردانيده بريدن ، پيش از آن كه سرد شود سر از تن جدا كردن . و نزد بعضى از اصحاب مكروه است ، نه حرم ، زيرا كه شرايط آن : تسميه ، و استقبال قبله ، و بريدن حلق ، و اودجين و مرى ، و اسلام ذابح ، همه حاصل است ، بايد كه حرام نباشد .
و حكم آنكه اگر پوست باز كنند ، پيش از سرد شدن ، همين حكم باشد .
و اگر چون بكشند ، نجنبد ، يا بجنبد و خونش نرود ، حلال نباشد .
و كشتن آنچه در شكم بود ، چون موى و پشم برآورده باشد ، كشتن مادرش باشد . و اگر زنده بيرون آيد و نكشندش ، حرام بود .