باشارت ارباب معرفت و استنباط اهل فهم اين سبع طرائق اشارت شده است به هفت حجاب كه رب العزة در نهاد آدمى آفريده و او را به آن محجوب داشته ، از ديدن لطف و يافت حقايق ، يكى حجاب عقل ديگر حجاب علم .
سه ديگر حجاب قلب . چهارم حجاب نفس ، پنجم حجاب حس ، ششم حجاب ارادت هفتم مشيت .
عقل او را بر شغل دنيا و تدبير معاش داشت تا از حق باز نماند ، علم او را در ميدان مباهات كشيد ، با اقران خويش تا در وهدهء تفاخر و دلاورى بداشت ، تا در معارك ابطال بطمع حب دنيوى چنان به فتنه افتاد كه پرواى دين و نصرت دينش نبود ، نفس خود حجاب مهين است و دشمن دين ، شهوت ، و معصيت حجاب عامهء خلق است و فترت حجاب خواص است از راه حقيقت .
( از عده ج 6 ص 240 )
سَبعُ المَثانى
- سورهء فاتحة الكتاب را از آن جهت كه دو مرتبه نازل شده است و مشتمل بر هفت آيه است « سبع المثانى » گويند و ذات حق را باعتبار تنزل و ظهور در دو مرتبت علم و عين هفت اعتبار كلى لازمست كه صفات سبعهء ذاتيهاند كه حيات و علم ، قدرت ، اراده ، سمع ، بصر ، كلامست « و سبع المثانى » است .
( از شرح گلشن راز ص 591 ) قرآن مجيد مىفرمايد
« وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيمَ »
.
سَبعَهء مَنحُوسه
- ( نجومى ) .
اهل نجوم گويند هفت كوكب نحساند كه متحرك به حركت معكوساند و گفتهاند كه اين كواكب تحت فلك قمرند .
در كره آتش و خلفاء ثوابت كواكب سبعهاند و از اين جهت آنها را ثوانى نجوم نامند .
بعضى اين كواكب را كه نامرئى و مخفىاند بدين شرح گفتهاند غطيط ، غريم ، سر موش ، كلاب ، ذو ذوابه ، لحيانى و آكد .
( از بيست باب ملا مظفر )
سَبعيَّه
- ( اصطلاح كلامى ) فرقهء از غلات شيعهاند كه گمان برند انبياء و ناطقان شريعت هفت تناند .
آدم ، نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ، محمد و مهدى الهادى ( از كشاف ج 1 ص 739 )
سَبق
- ( اصطلاح فلسفى ) سبق به معناى تقدم و جلو است اقسام سبق بنا بر مشهور پنج است و دو قسم ديگر كه سبق بتجوهر و بالوجود باشد صدرا بدان افزودهاند و بعضى ديگر سبق سرمدى و دهرى را نيز افزودهاند رجوع به تقدم شود .
( شرح منظومه ص 81 - 83 اسفار ج 1 ص 100 ) « السبق منه زمانيا كشف و هو السبق الانفكاكى فى الوجود . . . السبق بالرتبهاى بالترتيب . . . السبق بالشرف . . . السبق بالطبع . . . السبق بالعلية . . . السبق بالماهية و التجوهر . . . السبق بالدهر . . . » .
( از شرح منظومه ص 83 )
سَبق و رِمايَه
- ( اصطلاح فقهى ) و آن عقدى است شرعا كه فائدهء آن تمرين است براى تيراندازى و اسب دوانى در