اما متعه يعنى جائى كه زن معقوده به عقد انقطاعى است هيچ كدام از ديگرى ارث نخواهد برد و لو اينكه شرط توارث شده باشد .
( كليات حقوق )
سَبَبِ اوَّل
- ( اصطلاح فلسفى ) مراد از سبب اول بطور مطلق ذات خدا است كه علة العلل است .
( از دستور ج 2 ص 162 - آراء اهل مدينهء فاضله ص 23 - شفا ج 2 ص 282 )
سَبَبِ غائى
- مراد علت غائى است رجوع به علت شود . ( از اسفار ج 3 ص 81 )
سَبَبِ لِمىّ
- رجوع شود به برهان لم .
( از اسفار ج 2 ص 208 )
سبب ناقِص
- ( فلسفى ) منظور هر يك از اجزاء علت است در علل مركبه و يكى از علل چهارگانهء :
مادى ، صورى ، فاعلى و غائى را هم سبب ناقص گويند و بهر حال هر گاه يكى از اجزاء و يا شرايط سببيت تامه مفقود باشد سبب ناقص خواهد بود و اثر لازم از آن صادر نخواهد شد
سبت
- ( گاهشمارى ) روز شنبه است و اين روز مر جهودان را روزى خاص بود و آن را بزرگ دارند چنان كه مسلمانان روز جمعه را و در قرآن كريم بدان اشارت رفته است
« يَوْمَ سَبْتِهِمْ »
( از عده ج 5 ص 81 )
سَبزى
- ( اصطلاح ذوقى ) كمال مطلق را گويند كه متحد شده باشد بوحدت حقيقى .
سُبُحاتِ جَلال
- ( اصطلاح عرفانى ) گاه تجليات و انوار جلال را اراده كنند .
رجوع شود به جلال :
عراقى گويد :
روشن تر از وجود تجلى ذات حق * بنموده آنچه بود و بود جمله يكسرم
عالم بسوزد از سبحات جلال من * از روى لطف اگر بجهان باز بنگرم
روشنتر از وجود شود ظلمت عدم * گر پردهء جمال خود از هم فرو برم
آن دم كه بود مدت غيبم شهود يافت * بنمود آنچه بود و بود جمله يكسرم
سَبُع
- ( بفتح سين و ضم باء ، نجومى ) سبع يا ذئب يا فهد يا برذون بنا بر تعبيرات مختلف يكى از صور قنطورس بود واقع در طرف مشرق و نيز يكى از صور عقرب و ميزان بود به طرف جنوب .
( از معجم الفلكى ) و شامل 18 ستارهء داخل در صورت است .
سَبعَةُ أبحُر
- ( اصطلاح عرفانى ) ( هفت دريا ) اشاره به هفت منهج سالكان و عارفانست . كه سكر ، وجد ، برق ، كشف ، حيرت ، شهود نور قرب ، ولايت وجود و بهاء جمع و حقيقت افراد باشد .
اين هفت دريائند بر سر كوى توحيد نهاده چنان كه بر سر راه متوسمان هفت درگه دوزخ بر راه بهشت نهاده و تا متوسمان و عموم خلق بر اين هفت درگه گذر نكنند ، به بهشت نرسند ، همچنين سالكان راه توحيد تا برين هفت دريا گذر نكنند بحقيقت نرسند .
( از عده ج 5 ص 297 )
سَبع طَرائِق
- ( اصطلاح عرفانى ) مراد هفت حجاب است .
در قرآن مجيد آمده است : و
خَلَقْنا فَوْقَكُمْ سَبْعَ طَرائِقَ
.