تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
سومين آنها ورود نفس از جهت سر خود بر مشاهدهء كه جالب و جاذب به عين توحيد است بطريق فنا از احكام و حجب و قيود طارى و ظلمات مادى بواسطهء تلبس به احكام مراتب و اين قسم متعلق به احسان است . و اما در مقام شروع سير و طى مراحل سلوك و مدارج كمالات معنوى ، مقاماتى را طى كند كه سه قسمت كلى اساسى است و هر يك از آنها متضمن امور كليه است كه مقامات ناميده شده است لا قامة النفس فى كل منها ، زيرا كه نفس را سه وجه است يكى وجه او بقواى خود از جهت تدبير بر بدن و جلب منافع عاجل و آجل بر نحو احسن و نيكو ، برونق تربيت مطهره كه اين وجه را بدايات گويند از جهت بدايت و شروع در سير . دوم وجه او بذات خود بواسطهء تعديل صفات است و تسكين حدت و ثبات او در شريعت و اين وجه باب دخول او است از ظاهر به باطن و ذهول او است از شريعت بطريقت كه قسم ابواب خوانده شده است ، و وجه سوم وجه او است به باطن خود يعنى روح و سر ربانى و استمداد از اسرار صمدانى و فيوضات ذات لا يزال از ازالهء حجب مادى كه اين وجه را معاملات نامند . ملاك و اصول مقامات همين سه است و باقى متمماتند و ما هر يك از اين كلمات و اصطلاحات را در محل خود شرح دهيم . بعيد نيست كه اين اصطلاح مأخوذ از اين آيه شريفه باشد :
فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ وَ حَمَلْناهُ عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ
بعضى از تركيبات عرفانى آن :

أَبواب تَفَضّل

- از جمله مكارم اخلاق است . رجوع باحسان شود .

أَبواب تَقَرّب

- رجوع به تقرب شود .

أَبواب طاعات

- رجوع بطاعات شود .

أَبواب مُكاشَفَت

- رجوع به مكاشفت شود .

أَبواب هِدايَت

- رجوع به هدايت شود .

أَبواب غُرَفات نُور

- يكى از اصطلاحات شيخ اشراق است كه قهرا از تركيبات مذكور در تحت عنوان ابواب است : شهاب الدين سهروردى براى اهل سير و سلوك پانزده نور برشمرده است كه وارد بر دل سلاك طريق شوند و منبع آنها را ابواب غرفات نور ناميده است و اين پانزده نور است كه بر دلهاى صافى طالب حق وارد شده متدرجا آنها را بمقام كن مىرساند . در حقيقت پانزده نور است كه از آنها تعبير به غرفه‌هاى نور شده است . و ابواب آنها هنگامى مفتوح گردد كه دلهاى مستعد و صافى آمادهء پذيراى آنها باشد و آن انوار عبارتند از : 1 - نورى كه بر اهل بدايت وارد شود ، بدرخشد و خوشايند بود .