15 / فصل سوم در بيان اينكه دل بمنزلهء شريان همهء تن است ، و شريان هر عضو بمنزلهء دل آن عضو است ، و همچنانكه آن روح بخارى كه در دل است نيازمند بدم زدن از راه ريه است - روح بخارى شريانها نيز نيازمند است به اين كه از راه مسامهاى تن دم زند .
16 / و رد گفتار اطباء متقدم كه حركت نبض را بر سبيل مد و جزر دانستهاند ، و استدلال بر اينكه شريانها بطبع مىجنبند نه بر سبيل جزر و مد .
17 / و بيان چگونگى خلقت شريانها و فرق شريانها با رگها .
فصل چهارم در بيان اينكه همواره بين حركت انقباض و انبساط سكونى فاصله است .
19 / و كسانى كه اين فاصله را به حساب نياورده و در نيافتهاند بخطا رفتهاند ، و بيان حركت انبساط و انقباض ، و اينكه حركت انقباض را بدشوارى مىتوان دريافت - و بيشتر پزشك از حركت انبساط استدلال مىكند .
20 / و بيان اجناس دهگانه نبض به ظاهر گفتهء پزشكان ، و اينكه اقسام اصلى نبض در حقيقت نه گونه بيش نيست .
22 فصل پنجم گفتار در اندازهء حركت و تعريف نبض و اقسامى كه از آن پديد مىآيد ، مانند طويل و قصير و معتدل در امتداد ، و عريض و ضيق 23 و معتدل در عرض ، و مشرف و منخفض و معتدل در بلندى ، و غليظ و دقيق و معتدل در غليظى ، و عظيم و صغير و معتدل در عظم .
24 / و بحث در تيزى و درنگى حركت كه دومى از اجناس نبض است ، و بيان نبض سريع و بطيء و معتدل در سرعت .
25 / و بحث در باب قوت و ضعف و بيان نبض قوى و ضعيف و معتدل در قوت ، و امتياز اين باب از بابهاى ديگر ، و اينكه در هر بابى اعتدال بهتر است جز اين باب .
رگشناسى يا رساله در نبض ( فارسى ) — صفحة فهرست لغات 10
مساهمون: أبو علي سينا
صفهرست لغات ١٠