كرده و بار ديگر بنام « الحكمة المشرقية لا توجد تاما » چنان كه ابن - ابى اصيبعة خود در فهرست مفصلى كه بدست داده آورده است ، و ناشر كتاب مزبور خود ظاهراً سواد درستى نداشته و لهذا كتاب دانش مايه العلائى كه در طبع كلمهء دانش مايه در عيون الانباء كمى از العلائى جدا افتاده بوده آن را دو كتاب شمرده است .
5 - اخبار الحكماء جمال الدين قفطى باب الكنى نزد كنيهء « ابو على » و غيره ، اين كتاب در عصر صفويه به فارسى ترجمه شده ، و از ترجمهء آن يك نسخه در كتابخانهء دانشكدهء معقول و منقول موجود است .
6 - مختصر الدول ابن العبرى چاپ بيروت ص 325 تا 330 و غيرها .
7 - كامل ابن الاثير سنهء 428 كه وفات شيخ را نوشته ، و او شيخ و علاء الدوله هر دو را در جاى ديگر بالحاد و زندقه متهم كرده ، و مدفن او را هم بر خلاف مشهور در اصفهان دانسته و اطلاع درستى از احوال شيخ بدست نداشته است .
8 - تاريخ ابو الفداء چاپ اسلامبول 1280 حوادث سال 428 .
9 - تاريخ مرآة الجنان يافعى چاپ هند حوادث سال 428 ، كه او نيز همان مطالب ابن خلكان را آورده و ملاقات شيخ را با قابوس چنان كه در چهار مقاله است درست دانسته ، و چون مطالب كتاب الشفاء را بمطالعه در نيافته عصبانى شده و گفته است « لم اره الا جديرا بقلب الفاء قافا » .
10 - شذرات الذهب چاپ مصر سال 428 .
11 - ابن خلكان باب « حسين » كه او نيز شرح حال شيخ را عيناً از ابو الحسن بيهقى گرفته و برخى اشعار شيخ و مطالبى از ابن الاثير بر آن
رگشناسى يا رساله در نبض ( فارسى ) — صفحة مقدمه 22
مساهمون: أبو علي سينا
صمقدمه ٢٢