چون « 1 » خشك گردد آواز دهد و همچنان « 2 » طبل تر و چون سخت خشك باشد نيز آواز او دراز نكشد « 3 » بايد كه معتدل باشد چنانك « 4 » چون رودست « 5 » پس معلوم شد كه « 6 » سبب « 7 » صوت اوانى روئين و ديگر « 8 » اوانيها چيست .
باب چهارم
« 9 » - چراست كه « 10 » آب اندر كوزه بزمستان « 11 » يخ بندد كوزه « 12 » بشكافد .
جواب « 13 » - از بهر آنك برودت علت تفريق « 14 » اجزاى آن چيزست « 15 » كه از يك جوهر « 16 » باشد و علت جمع اجزاى آن چيزست كه از جواهر مختلف
هامش
( 1 ) - ت : و چون .
( 2 ) - ت : همچنين .
( 3 ) - س : بكشد .
( 4 ) - م : چنان چون رودست . ت : چنان كه چون رديست . س : چون رود .
( 5 ) - م : چنان چون رودست . ت : چنان كه چون رديست . س : چون رود .
( 6 ) - ت اين كلمه را ندارد .
( 7 ) - س اين كلمه را ندارد .
( 8 ) - چنين است در نسخهء م و ت . س : و ديگر از چه سبب است . اوانى جمع آنيهء و اين جمع إناء است و با اين همه مؤلف اوانى را با علامت جمع فارسى جمع بسته است و اين در فارسى نظاير متعدد دارد .
( 9 ) - چنين است در نسخهء س . م و ت : د .
( 10 ) - ت : چرا كه .
( 11 ) - ت : چون بزمستان . س : بر زمستان .
( 12 ) - م : و كوزه . س : كوزه را .
( 13 ) - چنين است در نسخهء س . م : ج . ت اين كلمه را ندارد .
( 14 ) - س افزوده : است از .
( 15 ) - س : چيز را .
( 16 ) - از اين كلمه تا « مختلف » از نسخهء ت اصلا افتاده است .