و اگر « 1 » سبيكهاى باشد سطبر « 2 » از روى يا از حديد « 3 » ازو « 4 » اين آواز نيايد « 5 » چه او بيك ضربت يك حركت كند تا بدان سبب ازو يك « 6 » صوت آيد « 7 » اما ارزيز رخو و « 8 » متخلخل « 9 » اجزاست « 10 » از « 11 » اين سبب « 12 » ازو اين آواز « 13 » « 14 » همىنيايد و « 15 » همچنان « 16 » سرب « 17 » برو رطوبت غالبست تا از وى « 18 » صوت نيايد « 19 » مثال چونانك « 20 » رودى « 21 » تافته كه تر باشد ازو آواز نيايد
هامش
( 1 ) - م : و گر .
( 2 ) - س : ستبر .
( 3 ) - س : آهن .
( 4 ) - ت : يا از اجزاء او .
( 5 ) - ت افزوده : ازو .
( 6 ) - ت : اين .
( 7 ) - ت : نيايد .
( 8 ) - تصحيح قياسى . م : وخو . ت : رخود . س : دخود . رخو بمعنى نرم و سست است .
( 9 ) - م : متحلل .
( 10 ) - س : اجزاء است . رسم الخط متن در نسخههاى قديم و در دو نسخهء از همين كتاب ( م و ت ) بيشتر ديده مىشود .
( 11 ) - ت : از آن سبب . س اين جزء را ندارد .
( 12 ) - ت : از آن سبب . س اين جزء را ندارد .
( 13 ) - ت و س : صوت .
( 14 ) - ت و س اين كلمه را ندارند .
( 15 ) - از اين حرف تا « مثال » از نسخهء س اصلا افتاده است .
( 16 ) - ت - همچنين .
( 17 ) - م : سروب .
( 18 ) - ت اين كلمه را ندارد .
( 19 ) - ت : مىنيايد .
( 20 ) - ت : مثال اين چنانست كه . س : مثال چنان كه .
( 21 ) - ت : روذى ( برسم الخط قديم ) .