آن را كه « 1 » بوته حايل « 2 » باشد ميان زر و آتش و گل بوته چنان بغايت آتش نپذيرد كه زر را جرب « 3 » بتواندى « 4 » گداخت و بوره بدان يبوست كه بر وى غالبست چه اندر و هيچ رطوبت نيست حرارت آتش چندان پذيرد كه زر را زود چرب « 5 » بگدازد بدان كه حرارت آتش بيشتر قبول كند از گل بوته چون صدرتى « 6 » مىباشد آتش را « 7 » تا بزر رسد و اندر مس رطوبت بيش « 8 » است كه اندر « 9 » آهن و دليل برين آنست كه آهن را بحيلهء « 10 » بتوان « 11 » گداخت و مس به زودى نگدازد « 12 » پس بدين سبب آب « 13 » اندر اوانى آهنين « 14 » زودتر « 15 » گرم گردد « 16 » از آنچه در مسين . « 17 »
هامش
( 1 ) - س : از بهر آنكه .
( 2 ) - ت : حامل .
( 3 ) - ت : جرب . س : خوب .
( 4 ) - س : بتواند .
( 5 ) - چنين است در نسخهء ت . س : خوب .
( 6 ) - چنين است در نسخهء ت . س : مند روز .
( 7 ) - س اين كلمه را ندارد .
( 8 ) - س : بيشتر .
( 9 ) - س : در .
( 10 ) - ت : كيله .
( 11 ) - ت : نتوان .
( 12 ) - ت : بكدازد .
( 13 ) - س اين كلمه را ندارد .
( 14 ) - س : آهنى آب .
( 15 ) - س : زود .
( 16 ) - س : شود .
( 17 ) - س افزوده : من عين آنيه .