الميز امّا به تمام الذّات * أو بعضها أوجا بمنضمّات 88
الهى طول و عرض عالمى را * توانى در دل مورى كشيدن 352
إنّ بديهيّاتنا ست و ذي * مبدأ كلّ النظريّات خذي 207
إنّ بقول السيّد السّناد * تركيب عينيّة اتحادي 182
اى برادر تو همين انديشهاى * مابقى تو استخوان و ريشهاى 44
اى برادر تو همين انديشهاى * مابقى تو استخوان و ريشهاى 157 ( 2 بيت )
اى برون از وهم و قال و قيل من * خاك بر فرق من و تمثيل من 108
اى دريده پوستين يوسفان * گرگ برخيزى از اين خواب گران 408 ( 6 بيت )
اين جهان كوه است و فعل ما ندا * سوى ما از كه همى آيد صدا 406 ( 2 بيت )
اينكه فردا اين كنم يا آن كنم * اين دليل اختيار است اى صنم 404
اينكه گويى اين كنم يا آن كنم * اين دليل اختيار است اى صنم 31
بر لب جوىنشين و گذر عمر ببين * كاين اشارت ز جهان گذران ما را بس 305
بنشينم و صبر پيش گيرم * دنبالهء كار خويش گيرم 324
پس بد مطلق نباشد در جهان * بد به نسبت باشد اين را هم بدان 344 ( 2 بيت )
پس فزون از جان ما جان ملك * كو منزّه شد ز حسّ مشترك 157 ( 2 بيت )
جان گرگان و سگان هريك جداست * متّحد جانهاى شيران خداست 184 ( 5 بيت )
جنس و فصل لا به شرط حملا * فسمّدة و صورة به شرط لا 105
جهان چون چشم و خال و خطّ و ابروست * كه هرچيزى به جاى خويش نيكوست 353
چاه است و راه و ديدهء بينا و آفتاب * تا آدمى نگاه كند پيش پاى خويش 350 ( 2 بيت )
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 443
مساهمون: احمد بهشتى
ص٤٤٣