و تبشير و كيفر و پاداش ، به دادههاى عقل عملى روى آورده و گفتهاند :
1 . تكليف بندگان ، نيكو و بر خداوند واجب است ؛ چرا كه هم به مصلحت دنياى آنها و هم به مصلحت آخرت آنهاست .
2 . تبشير و انذار و وعد و وعيد بر طاعت و معصيت ، نيكو و بر خداوند واجب است ؛ چرا كه آنها را به طاعت ، نزديك و از معصيت دور مىسازد .
3 . عذاب گنهكاران بر خداوند ، نيكو و عادلانه است و ترك پاداش نيكان بر حضرت او ، زشت و ظالمانه است . او بايد كارهاى عادلانه را انجام دهد و كارهاى ظالمانه را ترك كند . « 1 »
اگر نتوان اين مقدّمات را با عرضهء بر قواعد عقل نظرى به اثبات رسانيد بايد آنها را از مشهورات دانست . مقدّمات مشهور ، اگرچه از ديدگاه عقل عملى از بديهيّات شمرده شوند ، از ديدگاه عقل نظرى نه تنها از بديهيّات نيستند ، بلكه از يقينيّات هم نيستند و اگر با برهان ثابت نشوند ، از درجهء اعتبار ساقطند .
شيخ الرئيس مىگويد :
و أمّا ما يورد من حديث الظّلم و العدل و من حديث أفعال يقال : إنّها من الظّلم و أفعال مقابلة لها و وجوب ترك هذه ، و الأخذ بتلك ، على أنّ ذلك من المقدّمات الأوّليّة فغير واجب وجوبا كلّيّا ؛ بل أكثره من المقدّمات الّتى جمع عليها ارتياد المصالح ؛
و اما حديث ظلم و عدل و حديث افعالى كه از مقولهء ظلم و عدل شمرده مىشوند و اينكه بايد ظلم را ترك و عدل را انجام داد و مطرح كردن اينگونه مقدّمات ، به عنوان بديهيّات اوّلى - مورد اشكال است - چرا كه اينها بهطوركلى واجب نيستند ، بلكه بيشتر آنها از مقدّمات مشهورىاند كه براى رعايت مصالح عمومى ، بر آنها اتّفاق شده است .
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرحى الاشارات ، ج 2 ، ص 85 .